قهوه رو ریخ تو فنجون
شیر رو ریخ رو قهوه
قندو انداخ تو شیر قهوه
با قاشق چایخوری همش زد
شیر قهوه رو خورد و فنجونو گذاشت
بی اینکه به من چیزی بگه
سیگاری چاق کرد
دودشو حلقه حلقه بیرون داد
خاکسترشو تکوند تو زیر سیگاری
بی اینکه به من نگاهی کنه
پاشد کلاشو گذاش سرش
بارونی شو تنش کرد
چون که داشت می بارید
و زیر بارون از خونه رفت
بی یک کلمه حرف
بی یه نگاه
من سرمو گرفتم تو دستام و
اشکام سرازیر شد.
ژاک پره ور- ترجمه احمد شاملو