تو نیستی
این باران بی هوده می بارد
ما خیس نخواهیم شد...
بی هوده این رودخانه بزرگ
موج بر می دارد و می درخشد
ما بر ساحل آن نخواهیم نشست...
جاده ها که امتداد می یابند
بی هوده خود را خسته می کنند
ما با هم در آن ها راه نخواهیم رفت...
دل تنگی ها، غریبی ها هم بی هوده است
ما از هم خیلی فاصله داریم
نخواهیم گریست...
بی هوده تو را دوست دارم...
بی هوده زندگی می کنم
این زندگی را قسمت نخواهیم کرد
خفته بودم
که از کوچه صدایم کردی
مانده بودم در خانه بمانم
یا به کوچه بیایم
احمدرضا احمدی