مسلما بعد از دیدن این نشان (صلیب شکسته) بلافاصله هیتلر - حزب نازی- و صلیب شکسته در ذهن هر کسی تداعی خواهد شد و حتی بسیاری
از آن جهت که نازیها پیکار سخت آشتی ناپذیری با یهودیان آغاز کرده بودند از آن به عنوان نشان ضد یهود نیز یاد خواهند کرد.اما واقعیت این است
که این نامگذاری یک اصطلاح و نامگذاری نادرست است که از یک سوء برداشت تاریخی ناشی شده است. هرچند این نشان در سده گذشته به
عنوان نماد رسمی نازیها رعب و وحشت را برای جهانیان به ارمغان آورد - نمادی کاملا آریاییست که نشان از مهر دارد.
این نماد در ایران و هند پیشینه دارد و به احتمال بسیار قوی از ایران بر اثر ارتباط و رفت و آمدهای سیاسی- اقتصادی و تماسهای نظامی دوران
باستان به یونان رفته است و سپس نازیها در دوران قدرت خود که تعصب و فلسفه برتری نژادی را می ستودند. تبلیغات و آموزشهای خود را
متوجه این امر کردند و به این علامت ارزش سمبولیک دادند.
این علامت(صلیب شکسته) که نخستین بار در حدود خوزستان یافت شده است و مربوط به پنج هزار سال پیش از میلاد می باشد صلیب شکسته
نمی باشد چرا که اصولا ابعاد صلیب به یک اندازه نیست و تنها دو خط آن با هم برابر است که در صورت شکسته شدن به این صورت خواهد شد
که با علامت مورد نظر کاملا متفاوت است. پیشینه این نماد به احتمال زیاد بسی کهن تر از سابقه آن نزد آرییاییان هند و ایران می باشد.
هرتسفلد خاورشناس نامی برای نخستین بار از این نماد به عنوان گردونه خورشید یاد می کند.
با کمی تامل در یافته های باستان شناسی کشف شده در چند دهه اخیر می توان به راحتی به گستره وسیع استفاده از آن در آثار مختلف
به جای مانده از آرییاییها پی برد.
در گرمی نعان آذربایجان گورهای صخره ای از دوره اشکانی به دست آمده است که در میان آنها تک پارچه ای بسیار زیبا با این نقش دیده
می شود.همچنین این نگاره بر دهانه پارچه ای از خمره های سفالین که مرده ها را در آن دفن می کردند دیده شده است. قطعه سفال خمره ای
مربوط به دوره اشکانیان در سال 1344 خورشیدی در گرمی آذربایجان به دست آمده است که این نقش بر روی آن به طول برجسته و زیبا
دیده می شود.این سفال در نهایت استحکام و زیبایی ساخته شده و در موزه ایران باستان نگهداری می شود.
در سال 1318 در حین اجرای کارهای ساختمانی در کلاردشت سردابی نموده می شودکه از میان گنجینه های ارزشمند آن کاسه زری با
پیکره ده شیر به دست می آید که بر روی ران شیر نماد گردونه مهر به وضوح حک شده است.این کاسه زرین به همراه دیگر کاسه ای که در روز
پنج شنبه23 امرداد 1337در کاوشهای تپه حسنلو در جنوب باختری دریاچه ارومیه به دست آمده و بر روی آن نیز نماد شیر همراه با نگاره
حک شده گردونه مهر را می توان یافت متعلق به سده هشتم تا دوازدهم پیش از میلا می باشد که این خود دلیلی است بر کهن بودن این نگاره
در ایران.
همچنین در شوش قطعات سفالهایی به دست آمده که دارای نقش بز کوهی است و در درون خمیدگی شاخ بز کوهی این نگاره دیده می شود.
این سفالها متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد می باشد.
گردنبند عقیق زیبایی با مهره های ریز و درشت مربوط به دوره اشکانی در کاوشهای باستان شناسی سال 1345 در گیلان به دست آمده که بر روی
مهره های این گردنبند نقش گردونه مهر با رنگ سفید در نهایت استادی و زیبایی با شکل هندسی منظم ملاحظه می شود.
با توجه به نمونه یافت شده از این نگاره در طی ادوار مختلف تاریخی می توان دریافت که این نگاره نخست به این شکل بوده است که کم کم
خطوط منحنی به خطوط شکسته تبدیل که گاهی به صورت علامت+ نیز دیده شده است.
اقوام باستانی بسیاری از جانوران را می پرستیدند و یکی از این حیوانات بز کوهی است که مظهر سودبخشی طبیعت یعنی خورشید بوده است.
این نقش بر ظروف بازمانده از سده های پیش ازمیلاد دیده شده است که در بسیاری از سفالها در میان انحنای شاخ این جانور و نیز بر پشت آن
نشان + یا گردونه مهر دیده می شود. مثل نقش بز کوهی بر روی لیوان سفالین مربوط به 3100 سال پیش از میلاد مسیح که در سیلک
کاشان به دست آمده و مربوط به هزاره چهارم پیش از میلاد است.
همانگونه که در ابتدا ذکر شد پیشینه تاریخی این نماد در ایران به احتمال زیاد بسی کهن تر از سابقه آن نزد آرییاییان است اما در میان
تفکرات هندویان و بخصوص بودا نیز می توان نشانی از این نگاره یافت.
بودا آیین خود را بر شالوده چهار حقیقت عریان بنا نهاده و این چهار اصل عبارتند از:
1) درد- 2) شهوت-3) خاموش کردن آتش شهوت-4)راه اصلاح.
بودا هرکس را مسئول کامرانی یا ناکامی- خوشبختی- بدبختی های خود می شناسد و منشاء بدی ها را نادانی می داند می گوید بر اثر نادانی
است که انسان به راه بد می رود و به دنبال سرکش می دود. وی درون تابناک و پاکیزه را بزرگترین پناهگاه اشخاص می شماردو
از این رو به تهذیب نفس می پردازد.در آیین بودایی بی ثباتی دنیا را بر گرفته است و هیچ چیز ثباتی ندارد. اعم ار جسم و احساس.
ادراک همه چیز گردان -متغیر و شعله ور است. در این شعله فروزان و در این بی قراری و درد- مبارزه با شهوت و ایستادگی در برار خواسته ها
راه فرار از درد و سوختن و به آرامش رسیدن است.
در کتب مذاهب بزرگ جهان- تصویری است از کف پای بودا و بر آن نقوشی است که معرف عقاید و آیین و سمبلهای اوست.
از جمله بر چهار انگشت پای وی علامت گردونه مهر با ابعاد برابر دیده می شود. طرف توجه قرار دادن چهار انگشت پا شاید نموداری باشد از حقایق
چهارگانه بودا.افزون بر این نگاره مذکور با ابعاد مساوی بر چهار انگشت پا به شکل پروانه نشانه ای از متغیر بودن جهان نمی باشد و اینها
خود شاید معرف چهار حقیقت بودا که گرداننده زندگی انسان و نظام جهان می باشد.
به هر حال این نشانه یا نماد در کشور ایران و هند هردو مورد بوده است چرا که هر دو مردمانی از نژاد آرییایی می باشند. در ایران حقایق
چهارگانه بودا چندان مانند هند مورد نظر نبوده و مدتی پیش از پیامبری اشو زرتشت- آرییایی ها آخشیج های چهارگانه باد- خاک- آب- آتش را
گرامی و مقدس می شمرده اند وآن را بوجود آورنده عالم و نظام هستی می دانسته اند.
پارسیان- زمستان 81