در گذر از جاده زندگی آموختم :
که : می توان در یک لحظه تصمیم گرفت و یه عمر رنج کشید .
که : می توان به رفتن ادامه داد خیلی بعد از آنکه تصور میکنی دیگر نمی توانی .
که : می توان افکار را کنترل کرد و یا آنها تو را کنترل می کنند .
که:بلوغ به تجربه های تو و درسهایی که از آنها گرفتی مربوط است نه به سالهای زندگی ات .
که : قهرمان کسی است کاری را که لازم است انجام شود،بی توجه به عواقب آن انجام دهد .
که : گاهی حق داری عصبانی باشی ، اما حق نداری ظالم باشی .
که : مجبور نیستی دوستت را عوض کنی ، اگر بدانی دوستت عوض خواهد شد .
که : زندگی ات می تواند در یک لحظه توسط مردمی که تو حتی نمی شناسی تغییر کند.
که : حتی زمانیکه تصور میکنی چیزی برای بخشیدن نداری میتوانی به کسیکه کمک میطلبد ببخشی.
که : اگر کسی آنگونه که تو میخواهی دوستت ندارد،به این معنی نیست که در عشق او نقصی هست .
که : با دوست می توان در سکوت و بدون انجام هیچ کار مشخصی بهترین اوقات را داشت .
که : کسانی را که بیشتر دوست داری زودتر از دست می دهی .