تقریباً همه مردم تمایز بین رنگ های گرم(قرمز، زرد، نارنجی) و رنگ های سرد (سبز، آبی، بنفش) را می شناسد.
رنگ های گرم، تحریک کننده، سبب فعالیت و جنب و جوش هستند در حالیکه رنگ های سرد، بر عکس نشانگر حالت های سکون، بی حرکتی و آرامش هستند. در روان شناسی نوین رنگ، رنگ ها یکی از معیارهای سنجش شخصیت به شمار می آیند چرا که هر یک از آن ها تاثیر خاص روحی و جسمی را در یک فرد باقی می گذارد. رنگ نشانگر وضعیت روانی و جسمی فرد می باشد. این موضوع با توجه به پیشرفت های دو دانش فیزیولوژی و روان شناسی به اثبات رسیده است. البته باید به این نکته توجه کرد یک رنگ به تنهایی بیانگر شخصیت نیست بلکه در انتخاب گروه ها و زوج های رنگی است که شخصیت افراد مشخص می شود.
رنگ ها همواره پیرامون بشر را احاطه کرده و وی را تحت نفوذ خود در آورده اند. امروزه هر چیزی را که بشر می سازد دارای رنگ است. هزاران رنگ به وجود آمده اند و تقریباً برای هر منظوری رنگ خاصی موجود است. علاوه بر این که ما رنگ آبی آسمان، رنگ سرخ غروب آفتاب و رنگ سبز درختان و تمام رنگ های طبیعی را در اختیار داریم استفاده روز افزون از رنگ ها همراه با رقابت فزایندۀ میان تولید کنندگانی که مشتاق افزایش فروش محصولات خود هستند، تحول زیادی را در زمینه روان شناسی رنگ پدید آورده است. جالب است بدانید که امروزه در هواپیماهائی که رنگ های به کار رفته برای تزئین داخلی کابین به طرز صحیحی انتخاب شده اند اضطراب های ناشی از پرواز (حتی در ترسو ترین مسافران) تا حدودی کمتر شده و فشار عصبی کمتری را بر آن ها وارد می سازد و آنان را با حالتی نسبتاً آرامتر به مقصدشان می رساند. این نمونه و نمونه های شبیه آن نشانده تاثیر خاص روحی و جسمی رنگ در افراد مختلف می باشد.
هر رنگ از معنای خاص روحی و جسمی برخوردار می باشد که اصطلاحاً ساختار رنگ نامیده می شود. در کتاب روان شناسی رنگ ها برای بررسی رابطه شخصیت با رنگ ها، از هشت رنگ استفاده می کند که عبارتند از: زرد ، سبز ، آبی ، قرمز ، بنفش ، قهوه ای ، خاکستری و سیاه .
در اینجا شرح مختصری درباره هشت رنگ به صورت مجزا آورده می شود:
رنگ خاکستری
خاکستری خنثی است، نه اضطراب آفرین است و نه آرام بخش. رنگ خاکستری به معنای گوشه گیری، عدم فعالیت و بی تفاوتی است. رنگ خاکستری به معنی عدم مشارکت یا کاری به کار دیگران نداشتن است.
رنگ آبی
رنگ آبی نشان دهنده آرامش کامل است. اندیشیدن درباره این رنگ از یک تاثیر آرام بخش در سیستم اعصاب مرکزی برخوردار است، فشار خون، نبض و تنفس کاهش می یابد.
رنگ آبی نمایانگر حقیقت، اعتماد، عشق و ایثار، تسلیم و فداکاری است. رنگ آبی مظهر ابدیت بی انتها و نشانه سنت و ارزش های پایدار است. هر کس که طالب رنگ آبی است خواستار آرامش، محیطی بی سر و صدا و به دور از ناراحتی ها و اضطراب هاست.
رنگ سبز
رنگ سبز نشان دهنده پشتکار و استقامت و اراده در انجام کار است. محتوای عاطفی رنگ سبز غرور است. رنگ سبز نشان دهنده مقاومت در برابر تغییرات است.
رنگ قرمز
رنگ قرمز نشانگر یک شرایط جسمانی پر انرژی است. رنگ قرمز یعنی محرک، اراده برای پیروزی و تمام شکل های شور و زندگی و قدرت و لذا معنای آرزو و تمام شکل های میل و اشتیاق را در خود دارد.
رنگ زرد
رنگ زرد نشانگر تسکین و انبساط خاطر است. زرد از لحاظ نمادی شباهت به گرمای دلپذیر نور آفتاب و روحیه شاد و خوشبختی دارد.
رنگ زرد نشانگر امید به حل مشکلات و انتظار خوشبختی بزرگتر را داشتن است. زرد نشانگر پیشرفت و حرکتی رو به جلو، امید به سعادت، تحول و ترقی است.
(رنگ آبی ، زرد ، قرمز ، سبز جز، رنگ های اصلی هستند)
رنگ بنفش
بنفش ترکیبی است از قرمز و آبی. اگر چه رنگ مستقل و مشخصی به شمار می آید ولی مایل به حفظ خواص هر دو رنگ یاد شده است.
بنفش تلاش می کند تا جنبه سلطه گرانه رنگ قرمز و تسلیم آرام رنگ آبی را حفظ کند. رنگ بنفش نشانگر روحیه شاعرانه و رومانتیک، دوستدار هنر و زیبایی و متکی بودن بر دیگران را نشان می دهد.
رنگ قهوه ای
رنگ قهوه ای حکایت از اهمیت خانه و خانواده و امنیت اجتماعی و خانوادگی است. رنگ قهوه ای نشانگر نیازمند شدید به آسایش جسمی و روحی و علاقه بسیار زیاد به خانواده است.
رنگ سیاه
رنگ سیاه در واقع خود را نفی می کند و نقطه پایانی است که در فراسوی هیچ چیز وجود ندارد. سیاه نشانگر نوعی رفتار افراطی است. رنگ سیاه حکایت از بی علاقگی به زندگی، نفی هر چیز، بدبینی، ناباوری و لجاجت است.
(رنگ بنفش، قهوه ای، خاکستری و سیاه جزء رنگ های فرعی هستند)
(رنگین کمان)
یک پسر کوچک از مادرش پرسید : چرا گریه می کنی
مادرش به او گفت: زیرا من یک زن هستم
پسر بچه گفت: من نمی فهمم
مادرش او را در آغوش گرفت و گفت: تو هیچگاه نخواهی فهمید
بعدها پسر کوچک از پدرش پرسید: چرا مادر بی دلیل گریه می کند
پدرش تنها توانست به او بگوید : تمام زنها برای هیچ چیز گریه می کنند
پسر کوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل گشت ولی هنوز نمی دانست چرا زن هابی دلیل گریه می کنند
بالاخره سوالش را برای یک فرشته مطرح کرد و مطمئن بود که فرشته جواب را می داند. او از فرشته پرسید: چرا زن ها به آسانی گریه می کنند؟
فرشته گفت خدا زمانی که زن را خلق کرد می خواست که او موجود به خصوصی باشد بنابراین شانه های او را آن قدر قوی آفرید تا بار همه دنیا را به دوش بکشد و همچنین شانه هایش آن قدر نرم باشد که به بقیه آرامش بدهد
به او یک نیروی درونی قوی داد تا توانایی تحمل زایمان بچه هایش را داشته باشد وقتی آن ها بزرگ شدند توانایی تحمل بی اعتنایی آنها ها را نیز داشته باشد
به او توانایی داد که در جایی که همه از جلو رفتند نا امید شده اند او تسلیم نشود و همچنان پیش برود به او توانایی نگهداری از خانواده اش را داد حتی زمانی که مریض یا پیر شده است بدون این که شکایتی بکند
به او عشقی داده که در هر شرایطی بچه هایش را عاشقانه دوست داشته باشد حتی اگر آنها به او آسیبی برسانند . به او توانایی داد که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصیرات او بگذرد و همیشه تلاش کند تا جایی در قلب شوهرش داشته باشد به او این شعور را داد که درک کند. یک شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمی رساند اما گاهی اوقات توانایی همسرش را آزمایش می کند و به او این توانایی را داد که تمامی این مشکلات را حل کرده و با وفاداری کامل در کنار شوهرش باقی بماند و در آخر به او اشک هایی دادم که بریزد این اشک ها فقط مال اوست و تنها برای استفاده اوست در هر زمانی که به آنها نیاز داشته باشد او به هیچ دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشک می ریزد
فرشته گفت: زیبایی یک زن در چشمانش نهفته است زیرا چشم های او دریچه روح اوست و در قلب او جایی که عشق او به دیگران در آن قرار دارد.