وداع را از پیش اعلام نمیکنیپاییزچکمههایت را برمیداریو به راه میافتی.زمستانخود را دفن میکنیبیهیچ ردپایی.بهار همچون باد به دنیا میآییو تابستانبه نام عشق میسوزی.در خانهی تو زمان آب میشود.
( زیگرید کروزه)