برایم آفتابگردان بیاور
که بنشانم در شوره زار سوخته ام
تا پریشانی سیمای زردش را
در تمام روز به پهنه های آبی آسمان بنماید
اشیا تاریک مشتاق نورند
جسم ها در جریانی از رنگها تحلیل می روند:
در موسیقیها
از این رو پژمردن، رخدادی از رخداده هاست
بیاور گیاهی که سوقم دهد
به جایی که شفافیت ها ی زرگون آشکار
و زندگی چون عطر متصاعد میشود
آفتابگردان دیوانهی نور را برایم بیاور