پیش از ظهرها ، بر صندلی ننویی خالی ام به اتفاق چند زن می نشینمو خاطر جمع به آن ها نگاه می کنم و می گویم :در من کسی است که نمی توان به او دل بست . ...- برتولت برشت - - ترجمه ی علی عبداللهی -