فایدیم

حرف

فایدیم

حرف

فرانتس کافکا

درباره‌ی زندگی «فرانتس کافکا»، نویسنده‌ی یهودی و آلمانی‌زبان چک، تاکنون نوشته‌های زیادی منتشر شده‌اند که نویسندگان آنها کوشیده‌اند کافکا را آنگونه که بود و زندگی کرد و آثار ادبی‌اش را پدید آورد بازتاب دهند. اگرچه در این نوشته‌ها به بحرانهای روانی این نویسنده اشاره شده، اما تاکنون تنها درچند زندگینامه به تحلیل شخصیت کافکا از دیدگاه روانشناسی پرداخته شده است. اکنون «پتر آندره‌ آلت» Peter Andre Alt استاد ادبیات در دانشگاه آزاد برلین زندگینامه‌ی تازه‌ای را از کافکا منتشر کرده با عنوان ”فرزند همیشگى“ که همه‌ی زندگی او را از آغاز زایش تا هنگام مرگ در سال ۱۹۲۴ به‌شیوه‌ی روانکاوانه بررسی کرده است.

یکی از کتابهایى که پیش از این به زندگى کافکا از دید روانشناختى پرداخته، کتابی‌ست که «پتر استاخ»Peter Stach در سه سال پیش درباره‌ی زندگی کافکا منتشر کرد که تنها پنج سال از زندگی نویسنده را دربرمی‌گیرد. نویسنده با استناد به گفتار شماری از دوستان کافکا و از دیدگاه روانشناختی به زندگی این نویسنده میان سال‌های ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۵ پرداخته است.

فرانتس کافکا در ۳ جولای ۱۸۸۳ در پراگ چشم به جهان گشود و در همانجا نیز، بیشترین بخش زندگی‌اش را گذرانید. چنانچه در همان روزگار جوانی بگونه‌ای طنزآمیز به دوستش «اسکار پولاگ» Oskar Polack گفت که پراگ ما را رها نمی‌کند. این مادر کوچک چنگالهایی دارد که یا باید در برابرش تسلیم شد یا آنرا به آتش کشید.

کافکا پس از تحصیلات زندگی یکنواخت و خسته‌کننده‌ای داشت. نزد پدر و مادرش زندگی می‌کرد و روزها را در دفتر کارش، در شرکت بیمه، می‌گذرانید. بعدازظهرها پس از اندکی استراحت به پرسه‌زدن در پارکها و خیابان‌های شهر می‌پرداخت. «پتر آندره آلت» پس از ۵سال کاوش در زندگی کافکا، نویسنده‌ای که از او بعنوان «معمای تاریخ ادبیات» یاد می‌شود، اکنون زندگینامه‌ی تازه‌ای از او را در برابر خواننده گذارده است که شخصیت هنری کافکا را با سنت یهود‌ـ اروپایی‌اش درک‌پذیر کرده است. او همچنین زندگی و آثار این نویسنده را با روندهای فرهنگی سالهای ۱۸۸۰ و ۱۹۲۰ پیوند می‌زند.

کافکا زندگی و نوشتن را بعنوان یک واحد نگریست که شاخص هویت او بود، اما یکبار به دوستش «ماکس برود»Max Brod  نوشت که «نوشتن مزد بسیار زیبا و شیرینی‌ست، اما برای چه؟». و «پتر آندره آلت» نیز، داستان زندگی او را با تفسیرهای همه‌جانبه و رابطه‌اش را با ادبیات آلمانی پراگ، با ادبیات مدرن اروپا، با صهیونیسم، با فلسفه و سنت معنوی یهودیت بررسی می‌کند و تحلیل روانکاوانه‌ای بدست می‌دهد. او در زندگینامه‌ی کافکا نشان می‌دهد که پیوندهای گره‌ای سخت میان زندگی و اثر هنری می‌تواند به نتایج شگفت‌انگیزی بیانجامد. در این راه زندگی نویسنده را نه از دیدگاه متداول، که بعنوان آینه‌ی آثار او می‌بیند. «آلت» حتا تا آنجا پیش می‌رود که هرکدام از بخش‌های جزیی آثار و نیز قهرمانان و شخصیت‌های داستانهای کافکا را برخاسته از تجربه‌های زندگی او تعبیر می‌کند. او پل‌هایی میان نوشته و زندگی و ساختارهای تکراری و اغلب شکننده‌ی کافکا می‌بیند که اگرچه همیشه با واقعیت هستی تطابق ندارند، اما موضعگیری شخصی او را دراین جهان نشان می‌دهند.

«فرزند همیشگی» Der Ewige Sohn زیر نویس تیتر زندگینامه‌ی کافکا نوشته‌ی «آلت» نیز، اشاره به تصویر درد و رنج کافکا در پیوند با پدر سختگیر و جبار است. همچنین در تمام زندگینامه نشان می‌دهد که زندگی خصوصی کافکا با آنچه در آثارش نوشته است بگونه‌ای همآهنگی و انطباق دارند، همچون آرزوی او برای یک زندگی زناشویی و هراس‌هایش، نامزدی دوگانه‌اش، کار در شرکت بیمه و شکایت از کمبود وقت برای آفرینش ادبیات. همچنین در پشت خواهش او از دوستش «ماکس بروت» که پس از مرگ همه‌ی آثارش را نابود کند، از دیدگاه زندگینامه‌نویس این امید نهفته است که او اینکار را نخواهد کرد. زندگینامه، کافکا را در جهان پراگ نشان می‌دهد و رابطه‌ی پرتنش میان چکها، آلمانی‌ها و یهودیان را در پراگ تشریح می‌کند. رابطه با یهودیت، روانکاوی، اخلاق و زیبایى‌شناختی بخش بزرگی از کتاب «پتر آندره آلت» را  بخود اختصاص داده‌اند. «پتر آندره آلت» در این کتاب با ژرف‌نگری در آثار کافکا و بررسی شرایط زندگی او تعبیرها و تفسیرهای تازه‌ای را بدست داده است.

و...

و همان روزها می خواستم بپرسم که... چطور؟ کجا؟و...

شاید چون  زود محو شد -نتوانستم.

و هنوز نمی دانم  آنطور که می خواهم....

و دیگر مهم نیست...

فراموش می کنم.

Maria Maria

Ho Maria Maria

She reminds me of a west side story

Growing up in Spanish Harlem
She's living the life just like a movie star

Ho Maria Maria
She fell in love in East L.A.
To the sounds of the guitar, yeah, yeah
Played by Carlos Santana

Stop the looting, stop the shooting
Pick pocking on the corner
See as the rich is getting richer
The poor is getting poorer

Se mira Maria on the corner
Thinking of ways to make it better
In my mailbox there's an eviction letter
Somebody just said see you later

Ahora vengo mama chola mama chola
Ahora vengo mama chola

Ahora vengo mama chola mama chola
Ahora vengo mama chola

I said a la favella los colores
The streets are getting hotter
There is no water to put out the fire
Mi canto la esperanza

Se mira Maria on the corner
Thinking of ways to make it better
Then I looked up in the sky
Hoping of days of paradise

Ahora vengo mama chola mama chola
Ahora vengo mama chola

Maria you know you're my lover
When the wind blows I can feel you
Through the weather and even when we're apart
It feels like we're together

carlos santana