فایدیم

حرف

فایدیم

حرف

دوست

Entry for September 08, 2006

 

سه ره پیداست
 نوشته  بر سر هر یک  به سنگ اندر
حدیقی  که ش  نمی خوانی  بر آن دیگر
 نخستین  : راه نوش و راحت و شادی
 به ننگ  آغشته ،  اما رو به شهر و باغ و آبادی
 دودیگر :  راه نمیش  ننگ ، نیمش  نام
اگر سر بر کنی  غوغا ، و گر دم  در کشی  آرام
سه دیگر :  راه بی برگشت ،  بی فرجام
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی  که می بینم  بد آهنگ است
بیا ره  توشه  برداریم
قدم  در راه  بی برگشت  بگذاریم
ببینیم آسمان  هر کجا آیا همین  رنگ است ؟
 

من...

تنهایی زمانی به سراغم می آید که فراموش کنم خداوند بهترین مونس من است

حرف امروز

در نبرد بین روزهای سخت و انسانهای سخت ، این انسانهای سخت هستند که باقی میمانند نه روزهای سخت