نمی دانم موضوع از چه قرار است؟
هربار که به کسی علاقه مند می شوم
اعتمادم را به خودم از دست می دهم
عصبی می شوم
درست حرف نمی زنم
گوئی که امتحان می دهم
حساب می کنم
وحرفهای خود را مدام
مرور می کنم
اگر از او بپرسم: فکر می کنی باران می بارد؟
وبگوید نمی دانم
فکر می کنم شاید مرا دوست نداشته باشد!
خلاصه کمی وحشت زده ام
دوستی داشتم که می گفت:
دوستی بهتر از عشق است
فکر می کنم راست می گفت
وتازه در عشق
گوئی که همیشه باران می بارد
همیشه باید مراقب باشی!
همیشه باید برای هراتفاقی آماده باشی!
اما زمانی که کسی مرا دوست دارد
واز من سوالهای مضحک می پرسد
وزمانی که پاسخ اشتباه می دهم غمگین می شود
آن وقت خدا را شکر می کنم
که ما همه شبیه هم هستیم!
هرکسی نوبتش زمانی فرا می رسد.
ریچارد براتیگان -شاعر معاصر آمریکائی
نسرین جونم
تولدت مبارک
امروز روز تولد خواهر کوچولوی من نسرین است . البته فقط دو سال از من کوچیکتره .
من همه شعرهایی که امروز توی وب لاگم میذارم به نسرین عزیزم تقدیم می کنم.
وان تو تری فر- هو ز تت ناکینگ ات مای در- فیو سیکس سون ایت . برتث دی پارتی دونت بی لیت-
فر د دیسکو دیسکو دنسینگ- دیسکو دیسکو دیسکو دنسینگ...
خب اگر از حال و روز من بپرسید من فعلا خوبم ! و می بینید که زنده ام. و روز تولد خواهرم باعث شد سری به وب لاگم بزنم. ( ۱۴ دی هم اومدم یه کوچولو که خبرنامه -نظر سنجی و آمار سایت رو بذارم.. )دلم تنگ شده بود..شما هم خوب باشید..