فایدیم

حرف

فایدیم

حرف

ترجمه‌ی ما دچار فقر نظری است



به گزارش سایت خبری خانه‌ی هنرمندان ایران ، در ابتدای نشست ، علی صلح‌جو درباره‌ی نظریه‌های ترجمه در ایران سخنرانی کرد:«رویکردها و نظریه‌های مختلفی در ترجمه هست. به طور مثال یک رویکرد لفظ‌گرا داریم که مترجم سعی می‌کند هیچ کلمه‌ای را بی‌ترجمه باقی نگذارد. در رویکرد فرمال مترجم خودش را ملزم به این می‌داند که نه تنها برای تمام کلمات، معادل بیابد بکه اگر با یک صفت برخورد می‌کند، آن را به همان‌گونه‌ی صفت ترجمه کند. یک رویکرد داینامیک وجود دارد که مقابل ترجمه‌ی فرمال است. در این رویکرد، مترجم خودش را ملزم نمی‌داند تمام کلمات را ترجمه کند و قواعد دستوری‌شان را رعایت کند. تئوری اسکوپوس هم هست که فکر می‌کنم این کلمه از زبان یونانی آمده و معنای قصد و نیت و هدف می‌دهد. در این شیوه مترجم توجه می‌کند که متن مورد ترجمه برای کیست و به چه درد می‌خورد و خودش را به متن مبدا وابسته نمی‌کند.ترجمه‌ی آزاد و نیز اقتباس هم وجود دارد. اقتباس هم در تقسیم‌بندی ترجمه می‌گنجد.
بعضی‌ها فکر می‌کنند این تئوری‌ها از بیرون به عالم ترجمه وارد شده در حالی‌که برعکس‌. این‌ها از درون تئوری‌های موجود ترجمه بیرون کشیده شده است.
نکته‌ی دیگر این که مترجم اصلا نباید تئوری بلد باشد . بهترین مترجم‌های ما در ایران اصلا تئوری نمی‌دانند. همچنین بهترین و تاثیرگذارترین نویسندگان ما دستور زبان فارسی بلد نیستند.
نظریه‌های ترجمه نه خوب هستند و نه بد. ولی ترجمه‌ی ما دچار یک فقر نظری است. به طور مثال گرایش و رویکرد دریابندری که خودش هم خبر ندارد رویکرد داینامیک است. منتقدین ما هم نظریه‌های ترجمه را نمی‌دانند. یعنی با دیدی غیر از ترجمه ارزیابی می‌کنند. این ظلم است‌. فرض کنید نویسنده‌ای رمانی به سبک رئالیسم جادویی نوشته؛ اگر منتقدی با گرایش رئالیسم سوسیالیستی این اثر را نقد کند، این اثر چه نمره‌ای می‌گیرد؟ منتقدان ترجمه اگر بدون رویکرد نظری سراغ ترجمه‌ها بروند نقدشان نه منصفانه است و نه به کار می‌آید.»
در ادامه ،کاوه میر عباسی به مقوله‌ی ترجمه با بهره‌گیری از متون مختلف یعنی زبان واسطه یا میانجی پرداخت و پیروز سیار ، ترجمه‌ی متون مقدس را دستمایه‌ی سخنان خود قرار داد.
سیار گفت:«مجله‌ی بیبلیا کل ترجمه‌های کتاب مقدس را به دو هزار دویست و سی و سه زبان ذکر کرده است. خیلی از این زبان‌ها زبان‌های مرده است. کتاب مقدس پرفروش‌ترین کتاب دنیا است که سالانه دوازده میلیون نسخه از آن در سراسر دنیا به فروش می‌رسد.»
وی افزود:«متون دینی مستلزم شناخت دقیق منابع و ماخذهاست. شما هیچ متن دینی را با منابع عادی نمی‌توانید ترجمه کنید.»
سیار در ادامه راجع به واژه‌های به کار رفته در کتب مقدس صحبت کرد.
مدیا کاشیگر ، آخرین سخنران ایم نشست بود که به ترجمه‌ی خنده پرداخت. بحثی که به گفته‌ی وی ما را به قلب تمام مسایل مبتلابه ترجمه و تئوری ترجمه می‌برد:«سطحی که ترجمه در آن بیش از هر سطح دیگری روی می‌دهد ، خنده است. ما آن قدر که جوک ترجمه می‌کنیم چیز دیگری ترجمه نمی‌کنیم. شما وقتی به گنجینه‌ی جوک‌های هر ملت مراجعه می‌کنید حداقل هشتاد تا نود درصد این گنجینه بین ملت‌ها مشترک است.
جوک‌هایی هم هستند که به دلیل جناس لفظی غیرقابل ترجمه هستند اما جوک‌هایی که در سطح معنا هستند ترجمه می‌شوند. اتفاق شگفت‌انگیز این است که ترجمه‌ی جوک، مصداق مطلق بی‌وفایی مترجم است.
اشتاینر می‌گوید، وقتی در یک زبان با یک متن مواجه‌اید باید به عنوان مترجم بدانید که آن تعادلی را که این متن در زبان مقصد دارد فرو می‌پاشید. پس اولین وظیفه‌ی اخلاقی مترجم این است که تعادلی را که ویران کرده دوباره در زبان مقصد بازسازی کند.»


انتخاب موسیقی برای کودکان

دنیای کودکان پر از صدا و موسیقی است و در همه جای جهان کودکان دارای این قابلیت هستند که نسبت به موسیقی واکنش نشان دهند. آنها علاقه فراوانی به جستجو در امکانات صوتی هرچیز دارند و از ایجاد صدا از اشیا لذت میبرند و اگر این صدا دارای ریتم باشد، میتواند کاملا آنها را مجذوب کرده و انگیزه موسیقایی آنان را تقویت کند.

کودکان از لحظه تولد و حتا قبل از آن با اصوات موجود در محیط اطراف خود خو میگیرند و بنابر میزان توانایی خود در تولید و جستجو در آواها و اصوات مختلف، با این پدیده ارتباط برقرار میکنند. از آنجایی که واکنش نشان دادن به صدا پیشرفته ترین توانایی در نوزادان است، کودک از همان ابتدای تولد باید از نظر موسیقی تغذیه شود.

خواندن ترانه های ریتمیک ملایم، حس آرامش و امنیت را در نوزاد حساس تقویت میکند. قرنهاست که لالایی های آهنگسازان بزرگ و ملودیهای جذاب خودانگیخته که به آهستگی زمزمه شود، کودکان را به خوابی آرام فروبرده است. در چنین حالتی، کیفیت صدای خواننده اهمیتی ندارد بلکه مهم ارتباطی است که از این طریق با کودک برقرار میشود.

کودکان در حدود سه سالگی علاقه ای واقعی به هر نوع فعالیت موسیقی نشان میدهند و این زمان بسیار مناسبی برای والدین و مربیان است تا در شناخت و درک ساختار موسیقی به کودک کمک کنند. هنگامی که موسیقی به شیوه ای آگاهانه و متناسب با درجه ادراک کودک به وی ارایه شود، بدون شک به شناخت و آگاهی او منجر خواهد شد.

در این سن، کودکان تقریبا در تمام زمان بیداری خود در حال جنب و جوش و فعالیت هستند از راه رفتن و دویدن گرفته تا بالا و پایین پریدن، سر خوردن، جهیدن، تاب خوردن و دست زدن. در بسیاری از موارد این حرکات میتوانند در سمت نمایشی کردن ترانه ها، داستانهای کوچک و ساده و قطعات کوچک موزیکال به کار روند. بازیهایی که همراه با موسیقی اجرا میشوند برای داشتن اوقاتی خوش که همراه موسیقی، فعالیت و سرخوشی است برای کودک و بزرگسال به یک اندازه مفید و نشاط آور است.

میتوان گفت که کودکان در سنین 4 و 5 سالگی، در زمینه به وجود آوردن موسیقی بسیار مصر و علاقمند هستند. آنها از هر گروه سنی دیگری به خلق موسیقی میپردازند، با دقت تمام در گوشه و کنار آن به کشف و جستجو میپردازند و موسیقی محرکی اساسی برای فعالیتهای آنان به شمار میرود. هنگامی که کودکان 4 و 5 ساله اند، برای تجربیات برنامه ریزی شده آمادگی بیشتری دارند و توجه کنید که باید تعادل در این برنامه ریزی رعایت شده باشد. به این ترتیب که زمانی برای شنیدن و شناخت ارزش موسیقی، خواندن، نواختن ساز و ایجاد صدا، ساختن شعر و موسیقی و خلاصه انواع فعالیتهایی که در این صحنه گسترده قابل اجرا هستند، اختصاص داده شود.

شنیدن موسیقی کاریست که میتواند در تمام مراحل فعالیتهای روزانه انجام شود. در واقع عادت به شنیدن موسیقی، پایه و اساس تمام تجربیات موسیقایی است. البته در این سن، کودک به مرحله ای رسیده است که میتواند مدت کوتاهی بنشیند و با دقت به یک اجرای کوتاه یا یک قطعه کوچک موسیقی ضبط شده گوش فرا دهد. قطعات داستانی مانند "پیتر و گرگ" اثر سرگئی پروکوفیف Sergei Prokofiev میتواند در چنین اوقاتی استفاده شود. این داستان به خصوص برای آشنایی با بعضی از سازهای ارکستر مناسب است.

یک فعالیت جذاب دیگر برای این کودکان، شنیدن یک قطعه موسیقی و ساختن داستانی برای آن است. همچنین داستانهایی که با موسیقی پرورانده شده باشند و دارای ریتم و ملودی باشند (در داستانهای زیبای فارسی، از گفتگوهای ریتمیک بسیار استفاده شده است و لزوما نباید به دنبال نمونه خارجی آن بود. از جمله کدوی قلقله زن، کک به تنور، عروسک ناز قندی، نمکی و...) چنین بازیهایی میتواند علاقه کودک به موسیقی را بسیار افزایش دهد.

خواندن ترانه شور و شوق فراوانی برای کودکان به همراه دارد. اکثر کودکان عاشق آواز خواندن و شنیدن آوازی که برای آنها خوانده شود، هستند. صدای کوچک این موسیقیدانان 4 و 5 ساله شاید برای تعقیب بالا و پایینهای موسیقی یک ترانه چندان قوی نباشد، والدین و مربیان باید توجه کنند که نباید بیش از حد توان کودک از او توقع کاری بینقص و خواندن بدون ایراد داشته باشند.



توجه کنید که در این سن ترانه هایی برای خواندن کودک مناسبند که بین نتهای "دو" وسط تا "لا" بعد از آن باشند. برای تشویق کودک به خواندن، باید از ترانه هایی استفاده کنیم که خواندن آن برایش ساده باشد، تعداد اوج و فرودهای آن اندک باشد و برای نواختن آن به تمام کلیدهای پیانو نیاز نباشد. ترانه هایی که از کلمات تکراری، عبارات موزون و الگوهای ریتمیک تکرار شونده برخوردار باشند بسیار مناسبند. از طرفی این اشعار برای پروش قدرت بیان و توسعه گنجینه لغت کودک نیز بسیار مناسب هستند.

اشعار مهدکودکی و ترانه هایی که از طریق شرکت دادن کودک در نوعی بازی و فعالیت مانند دست زدن، پای کوبی و ضرب گرفتن روی میز، شناخت موسیقی وی را تقویت میکنند نیز انتخابهای مناسبی هستند. هنگامی که کلمات شعر در ذهن کودک باقی ماند، میتوان برای افزودن به جذابیت آن و شمردن ضرب از یک ساز ساده کوبه ای استفاده کرد که در این میان میتوان به طبل، دایره زنگی، تکه های چوب و سنج اشاره نمود.

audio.gif "روز برف بازیه" ساخته ثمین باغچه بان از آلبوم "رنگین کمون"

بازیهایی که در طی آن انگشتان، دستها و اعضای دیگر بدن حرکت میکنند موجب آگاهی از تواناییهای جنبشی و همچنین هماهنگ سازی عضلات میشوند. آهنگها و حرکات ساده و ریتمیک متغیر کودک را با لایه های زیرین ریتم در موسیقی و همچنین با تاکیدها و کشیدگیهای صوتی آشنا میکنند. توجه کنید که هر قصه ای، حتا داستان ساکت و ساکن "موطلایی و سه خرس" هم میتواند با افزودن صدا، ریتم قدمهای خرسها وبه شعر تبدیل کردن گفتگوها به موضوعی برای ترانه خوانی و موسیقی تبدیل شود.

آنچه از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، انتخاب موسیقی مناسب با سن کودک است. ترانه هایی انتخاب کنید که موضوع آن و کلمات اشعارش برای کودک جذاب باشد. کودکان کم سن به خصوص با ترانه های همراه با حرکت (مانند قطار بازی)، بازیهایی که با شعر خوانی انجام میشود (عمو زنجیر باف، گرگم و گله میبرم) ، ترانه هایی از برنامه های محبوبشان و اشعاری که دربر دارنده موضوعات زیر باشد لذت میبرند:
نام خودشان
کلمات بی معنی، خنده دار و موزون
خانواده و دوستانشان
احساسات
طبیعت و فصلها
تعطیلات
فعالیتهای مدرسه
بدن انسان
حیوانات

فراموش نکنید که هرچند ترانه های کوتاه برای کودکان جذاب تر است، اما اشعار پرسش و پاسخ یا داستانهای موزون طولانی تر هم برایشان جذاب است. سوال و جواب در ترانه خوانی، جنبه منطقی ذهن کودک را نیز تقویت میکند.

audio.gif "جای آهو" ساخته ثمین باغچه بان از آلبوم "رنگین کمون"

یک عنصر کلیدی دیگر که هنگام انتخاب موسیقی برای کودکان، توجه داشتن به تناسب میان کلمات و ملودی ترانه است. معنی کلمات باید در سبک موسیقی منعکس شده باشد. جمله بندی اشعار و ملودی نیز باید همزمان و منطبق بر یکدیگر باشد. در واقع کلمات و ملودی باید مانند آستر و رویه، یکدیگر را کامل کنند.

به یاد داشته باشید که یکی از اساسی ترین اهداف موسیقی، غنی کردن زندگی کودک از طریق تجربیات موسیقایی او و کمک به پرورش حس زیبایی شناسی اوست. وجود یک برنامه متعادل در کنار سایر فعالیتهای زندگی کودک میتواند بسیار رضایت بخش باشد و پرداختن به موسیقی نباید به شکل یک وظیفه اجباری و زجر آور به او تحمیل شود.

درباره تأثیر موسیقى بر ذهن

استفاده از موسیقى از روشهاى بسیار مؤثر

در افزایش سطح نبوغ، آگاهى و قدرت ذهنى است. موسیقى بر تفکر و نوع یادگیرى تأثیر فراوانى دارد به طوریکه متعاقب این تأثیر تغییرات محسوسى در زندگى افراد ایجاد مى شود . به طور حتم آشنایى با موسیقى در سنین پایین این تأثیرات را بیشتر مى کند و اصلى ترین بخش یادگیرى نیز در افراد به همان سالها بازمى گردد. این آموزش تأثیر فراوانى در مراحل بعدى زندگى دارد .

به طور کلى آسان ترین و اساسى ترین روش آموزش کودکان در تمامى فعالیتها، استفاده از موسیقى است . طى تحقیقاتى که به روى ۱۰ کودک دو ساله در هنگام چیدن قطعات پازل انجام شده میزان دقت ، سرعت و توانایى آنها در هنگام بازى مورد بررسى قرار گرفت ، پس از آن این تعداد به دو گروه ۵ نفره تقسیم شدند ، گروهى از آنها روزانه به مدت ۳۰ دقیقه آموزش همراه با موسیقى و آواز داشته و گروه دیگر ۱۵ دقیقه در هفته آموزش موسیقى داشتند . پس از گذشت ۶ ماه تمام بچه هاى این گروه پیشرفت شایانى در چیدن قطعات پازل و سرعت انجام آن داشتند .

این تحقیق به روى مهندسین ، بازیکنان شطرنج و ریاضیدانان نیز انجام گرفت و نتایج این امر مکانى از میزان افزایش سرعت منطقى این گروه در یادگیرى عملکرد پاسخ دهى آنان بود.

همچنین بر اساس آزمایش دیگر به روى کودکانى که سطح نمره آنها از استاندارد ملى کمتر بود با به کار گیرى موسیقى نمراتشان تقریباً دو برابر افزایش داشت. همراه کردن موسیقى با مهارتهاى منطقى و عقلانى مثل ریاضیات به افراد مى آموزد که درتمام موارد به تقسیم بندى و دسته بندى منطقى موسیقى و ذهن توجه داشته باشند .

طى مطالعات هشت ماهه محقق دانشگاه کالیفرنیا «فرانس اچ» ۱۹ دانش آموز پیش دبستانى سه تا پنج ساله آوازهاى روزانه مى خواندند و ۱۵ دانش آموز بدون موسیقى مورد بررسى قرار گرفتند. اگر چه هنوز قطعیت تأثیر موسیقى بر ذهن افزایش سرعت و عملکرد آن مشخص نشده ولى در مجموع از تأثیر آن نیز نمى توان چشم پوشى کرد .

بر اساس گفته هاى یک موسیقیدان آلمانى موسیقى در درازمدت بر هوش ذاتى کودکان تأثیر داشته و به کار گیرى آن به طور قطع در آینده افراد در هنگام رویارویى منطقى با زندگى تأثیر مثبت نیز در بر خواهد داشت .
در نیویورک سیتى ، بر اساس برنامه اى به نام یادگیرى از طریق برنامه هاى هنرى توسعه یافته (LEAP) درصدد تثبیت تأثیر آن در بالا رفتن نمرات عمومى و کلى دانش آموزان هستند. به عنوان مثال همراهى موسیقى با ریاضیات چهار عمل اصلى و شمردن تأثیر فراوانى دربرداشت . این عمل همچنین در بالا بردن حس اعتماد و اطمینان دانش آموزان و انضباط خارجى نقش داشته که یکى از دلایل آن تکرار بیشتر است .

در مجموع حس اعتماد به نفس و قدرت عمل یکى از نکات ضرورى در افراد بوده که با این عمل قابل تقویت است.
«مرى جین کالت» مدیر اداره تحصیلات هنرى و فرهنگى مدارس نیویورک سیتى اظهار داشت که : «آموزش اساسى موسیقى علاوه بر یادگیرى موسیقى در افزایش قدرت شنیدارى ، عمل کردن ، دیدن ، لمس کردن و حرکت دانش آموزان نیز تأثیر بسزایى دارد . همچنین تعلیم مهارتهاى موسیقى باعث افزایش مهارتهاى قدرت درک تجزیه ، تحلیل و ارزیابى مى شود.

دلیل علاقه مندى دانش آموزان به موسیقى جذابیت و جدید بودن آن است ولى بزرگسالان ، نیاز به تحریک بیشترى در این مورد داشته و به سادگى آن را پذیرا نمى شوند، چرا که این امر براى آنها فقط یک انتخاب است. با تلفیق موسیقى با زندگى روزمره، تأثیر فراوانى از آن به جا مى ماند. این مسأله همچنین در افراد بى علاقه به کارهاى گروهى نیز تأثیر مثبت دارد و فرصت گوش دادن و متعاقب آن در آنها ایجاد انگیزه مى کند.

چه بسا بسیارى از ما به تجربه دریافته ایم که با شنیدن موسیقى که در گذشته برایمان خوشایند بوده، انجام برخى کارهاى سخت سهل و آسان شده و در برخى شرایط برایمان منجر به ایجاد تفکر مثبت شده است.

اگر موسیقى را به عنوان ابزار تقویت ذهن در نظر بگیرید، نوع موسیقى در تأثیرگذارى آن نقش داشته و بهتر آن است که از موسیقى هاى بدون کلام و مورد علاقه افراد استفاده شود و در صورت استفاده از موزیکهاى با کلام، ترجیحاً از موسیقى آرام که منجر به آشفتگى ذهن نشود باید استفاده کرد. مورد بعدى توازن منطقى میان کلام و موسیقى متن است و بهتر است که صداى آهنگ ها بلندتر از جملات نباشد. به طورى که شنیدن کلام و عبارت با سختى همراه نباشد و ترجیحاً از موزیکهایى که افراد راحت تر با آن ارتباط برقرار مى کنند، استفاده شود.

طى سالهاى گذشته تنوع خاصى از موسیقى ریلکسیشن مطرح شده که متعاقب آن این سؤال به وجود آمد که آیا ساختن موزیکى با هدف آرامش روحى مفید بوده و یا حتى بدون آن نیز مى توان به آرامش رسید؟ براساس مطالعات روشن شد که تمام روشها براى آرامش مفید واقع شده ولى این نوع خاص از موسیقى تأثیر بیشترى دربردارد. همچنین استفاده از موسیقى بر دانش آموزان مردودى یا آن دسته از دانش آموزانى که در خطر عدم یادگیرى هستند، مثمرثمر واقع مى گردد. دانش آموزان تحت خطر گروهى هستند فاقد قدرت تخیل، عدم اعتمادبه نفس و نداشتن تفکرات و احساسات اجتماعى و خصوصى و عملکرد آنها پایین تر از استانداردهاى آموزشى است. بررسى بیشتر این گروه نشان مى دهد که این گروه به یک گروه حمایتى با عملکردهاى اجتماعى و یا روشهاى یادگیرى متغایر با روشهاى تعلیمى، نیاز به ترغیب بیشترى دارند.

در مجموع کلیه افراد به دو گروه تقسیم مى شوند: گروه اول قادر به یادگیرى نبوده و گروه دوم علاقه اى به یادگیرى ندارند که بیشتر افراد به گروه دوم تعلق دارند که یکى از دلایل اصلى این امر نداشتن انگیزه و علاقه مندى از طرف مدارس است. به طور کلى این افراد دچار نوعى انزجار از طرف مدارس و روشهاى قدیمى آن هستند و سخت ترین بخش آموزشى ایجاد علاقه مندى و انگیزه در این گروه تحت خطر است.

بیشتر مردم در محیط خارج از آموزشگاهها، علاقه خاصى به شنیدن موسیقى داشته و از شنیدن و یا حتى نواختن آن لذت مى برند. درمانگران نیز براى کمک به افراد معلول از آن استفاده مى کنند. عضویت در گروه کر، ارکستر و تیمهاى موسیقى به ایجاد ارتباط با افراد و کار گروهى کمک کرده و باعث بالا رفتن میزان کارایى افراد مى شود.

طى مطالعات مرکز نروبیلولوژى دانشگاه کالیفرنیا، ۳۶ دانشجوى دانشگاه ده دقیقه به یکى از سه موسیقى انتخابى گوش نموده که شامل موزیک ریلکسیشن، بدون کلام و یکى از قطعات موزارت بود و پس از پایان تحقیقات مشخص شد که میزان نمرات ضریب هوشى بین موزیک ریلکسیشن و بدون کلام یکسان بوده ولى پس از شنیدن قطعه موزارت، نمرات ۸ الى ۹ برابر افزایش داشت.

پس از چندى محقق دیگرى به نام «کریستین لوتیر» بیان داشت که نتیجه گیرى براساس موسیقى کاملاً غیرمنطقى و نادرست بوده و نبوغ امرى ذاتى و غیرقابل آموزش است. او توضیح داد که این تحقیقات تنها حدس و گمان بوده و هیچ ثبات واقعى ندارد و براى اثبات آن نیاز به تحقیق و تفحص بیشترى داشت. ولى با وجود این مخالفان، بیشتر محققان اذهان داشته که رابطه روشن و دقیقى بین موسیقى، تفکر و تعقل ناشى از آن و میزان ضریب هوشى وجود دارد.

اگرچه موسیقى ایجاد حافظه نمى کند ولى تأثیر فراوانى در بالا بردن آن دارد و مهمترین تأثیر آن، تأثیر مثبت و منفى آن بر مغز است که نمى توان از آن چشم پوشى نمود. با گوش دادن به موسیقى حالات درونى افراد قابل تغییر بوده که البته میزان تغییرپذیرى آن نسبت به شناخت و درک موسیقى افراد بستگى دارد. هرچه میزان شناخت موسیقى در افراد بالا بوده، میزان لذت تأثیرپذیرى ، تأثیرگذارى موسیقى نیز افزایش مى یابد.

با انجام تحقیقات بر روى اشخاصى که دچار افسردگى بوده اند، روشن شد که شنیدن موسیقى هاى خاص در بهبود افسردگى ها و ایجاد احساس خوشایندى، شادى، نشاط و روشنى مثمرثمر است.

متأسفانه در سالهاى اخیر نوع خاصى از موسیقى هاى سطحى و فاقد ارزشهاى هنرى تولید مى شود که نه تنها تأثیر مثبت بر ذهن و روان نداشته بلکه تأثیرات منفى نیز دربردارد.

منبع:
اکرم ناصرى
روزنامه ایران