به شعر می مانی تو
هربار که می خوانمت
دوباره سروده می شوی.
در حضور دیگران
کتمان می کنم که تو محبوب منی
و در اعماق جان خود
شرم سار این دروغ عظیمم!
به نبودن هایم عادت کن
دلم سفر می خواهد
بی قصد بازگشت