فایدیم

حرف

فایدیم

حرف

خلیج فارس همیشه خلیج فارس می ماند.

نیلگون پارس

 

 

 

بر تو جز نامِ خلیجِ فارس ، کی زیبنده بود

غیر از این هر نام باشد،جز برای خنده بود ؟

 

با توام ای نیلگون میراثِ ما ، دریای عشق

نامِ نیکت کی نیازش مدرک و پرونده بود

 

نقشه ها از روزگارانِ کهن تا عصرِ ما

نامِ تو از پارس گیرد ، شیخ گر بیننده بود

 

آنکه نامت را به قومِ پارسان هم خانه کرد

میلِ خالق او بداند ، ورنه کی زاینده بود ؟

 

گیرم اینک چند شیخِ نفت خوارِ خیره سر

بر تو هر نامی گذارد ، هیچ یک پاینده بود ؟

 

نام کوروش تنگه های نیل را برجَسته کرد

این نشان از همّتِ مردانه و جوینده بود

 

نام تو با نام ایران کهن آغشته گشت

کی شتر بر روی دریا رهرو و پوینده بود؟

 

دیشب امواجت به گوشِ ساحلم آرام گفت :

غیر از این ، هر نام آید ، یاوة گوینده بود .

 

ذوالفقار شریعت


 

Pass it on!!!

 

This is a real incident that happened in a local hospital in Bangalore, India. A 4 year old girl was admitted due to leg fracture. As it was an
open fracture, she had to undergo an operation to stitch the protruding
bone back in place. Though it was quite a minor operation, she was
hooked on to life support system, as a part of the process. The doctors had
to input some data prior to the operation to suit different conditions.
Thereafter, the operation proceeded. Half way through the process, the
life support system suddenly went dead.

The culprit: - Some one was using his/her hand-phone outside the
operation theatre. And the frequency had affected the system. They tried to
track the fellow but to no avail. The little girl, young and innocent as
she was, died soon after.

"Be compassionate! Do not use your hand phone /mobiles especially at
any hospitals or within the Aircraft or any places where you are told not
to use it... You might not be caught in the act, but you might have
killed someone without knowing". Sometimes it's a matter of Life &
Death....!!!!

Please pass this to as many, since most of us are just not aware of the
seriousness of this issue. Please Don't Delete. Please Send this to all
your contacts and help save a life.

A tiny mail can save a life.


باربد کیست؟

از موسیقیدانان و نوازندگان بنام و از بزرگترین آهنگسازان عهد خسروپرویز بود که بسیاری از الحان و نواهای موسیقی را که هنوز بعضی از آنها با همان نام در ردیف دستگاههای موسیقی کنونی ما باقی مانده است از ساخته ها و پرداخته های او میدانند، و بعضی اختراع «مقامات» را به او نسبت میدهند. باربد را عده ای جهرمی نوشته اند و برخی مروزی دانسته اند. او از خوانندگان ممتاز و از استادان نوازنده بربط بود. 

باربد در دستگاه خسروپرویز تا آنجا قدرت و مرتبت داشت و به شاه نزدیک بود که هر کس از بزرگان مطلب یا حاجتی داشت که جرأت اظهار آنرا به شاه نداشت، توسط او به شاه عرض می شد. داستان رساندن خبر مرگ شبدیز (اسب سیاه مورد توجه خسروپرویز) نمونه ای است که تقرب باربد به پادشاه و اهمیت موسیقی ایران در رساندن حالات مختلف، داستان چنین است:

خسروپرویز، شبدیز را از میان اسبان خود بیشتر دوست میداشت و گفته بود هر کس خبر مرگ او را بدهد کشته خواهد شد. پس از مرگ شبدیز کسی را یارای آن نبود که این خبر را به خسرو بدهد و او را از مرگ شبدیز آگاه سازد. رئیس دواب پادشاه به باربد متوسل می شود و از او میخواهد که به وسیله الحان و نغمه های موسیقی این خبر را به خسرو برساند. نوشته اند که باربد آهنگی میسازد که پادشاه پس از شنیدن آن فریاد برمیآورد که "شبدیز مرد." باربد پاسخ میدهد که "آری." بدین وسیله شاه از عهدی که کرده بود باز میگردد و رئیس دواب از نگرانی فارغ می شود. این داستان گذشته از رساندن مقام باربد نزد خسروپرویز و استادی و مهارت و تأثیر آهنگهای او، میرساند که موسیقی ایران باید خیلی قوی و پیشرفته بوده باشد تا بتواند حالتهای گوناگون از غم و شادی و خشم و نفرت و کینه و غیر اینها را برساند و موسیقیدان با نغمه و آهنگ منظور خود را به شنونده بفهماند، و او را تحت تأثیر احساسات خود قرار دهد.

پیش از ورود باربد در دستگاه خسروپرویز "سرکش" بر رامشگران سر بود و سمت نوازندگی مخصوص شاه را داشت و بر دیگر موسیقیدانان درباری مقدم بود. پس از آنکه باربد به دربار راه یافت و مورد توجه خسروپرویز قرار گرفت، سرکش به رقابت با او برخاست. داستان رقابت سرکش با باربد در شاهنامه ثعالبی آمده است و خلاصه آن چنین است:

سرکش که در پذیراییهای خصوصی خسروپرویز ریاست نوازندگان را به عهده داشت، شنید نوازنده ای جوان و چیره دست از اهل مرو که با ساز و آواز خود شنوندگان را تحت تأثیر قرار میدهد قصد دارد خود را به شاه معرفی کند. سرکش کوشید تا مانع راه یافتن او به دربار شود. به دربانها و دیگر محافظین و نزدیکان و کارکنان خصوصی دربار رشوه ها داد تا او را از نزدیک شدن به دربار و معرفی به شاه مانع شوند. باربد که از قضایا اطلاع یافته بود، دربان باغی را که خسرو برای تفریح به آنجا میرفت، با پرداخت رشوه راضی کرد تا بتواند هر وقت شاه به باغ میرود او نیز به باغ رفته در کناری خود را مخفی کند. چون خسروپرویز در باغ به تفریح و نشاط مشغول شد، باربد که لباسی سبز بر تن کرده بود با ساز خود به درون باغ رفت و نزدیک تخت خسرو بر بالای درخت سروی پنهان شد. هنگامی که خسرو جام می را بلند کرد، باربد به نواختن آوازی لطیف پرداخت به نام «یزدان آفرید». پرویز شاد شد و نام نوازنده را پرسید. اما او را نیافتند، چون خسرو جام دوم را بلند کرد، باربد دیگر بار نواختن و خواندن گرفت و «پرتو فرخار» را نواخت. پرویز با شگفتی فریاد برآورد، چه آوازی که تمام اعضای بدن میخواهد برای شنیدن آن گوش شود. دیگر بار دستور داده نوازنده و خواننده را بیابند؛ ولی اثری از او بدست نیامد. پرویز جام سومین را بلند کرد، این بار باربد آهنگ «سبز اندر سبز» را نواخت و همه حضار در حیرت شدند. پادشاه از جای برخاست و گفت بی شک فرشته است که خداوند برای شادی ما فرستاده و از خواننده خواهش کرد خود را نشان دهد. باربد از درخت پایین آمد و بر خاک افتاد. پادشاه او را نواخت  سبب پنهان شدنش را پرسید، از آن پس او را به ریاست نوازندگان برگزید.

گویند باربد برای هر روز از هفته آهنگی ساخته بود که آن را «هفت خسروانی» میگفتند و این آهنگهای هفتگانه در کتب تاریخی و موسیقی اسلامی به نام طرق الملوکیه مشهور است. همچنین برای هر روز از سی روز ماه لحنی ساخته بود که به نام «سی لحن باربد» معروف است. و برای سیصد و شصت روز از سال اوستایی سیصد و شصت لحن ساخته بود و هر روز یکی را اجرا میکرد.

 

(رنگین کمان)