فایدیم

حرف

فایدیم

حرف

درباره تأثیر موسیقى بر ذهن

استفاده از موسیقى از روشهاى بسیار مؤثر

در افزایش سطح نبوغ، آگاهى و قدرت ذهنى است. موسیقى بر تفکر و نوع یادگیرى تأثیر فراوانى دارد به طوریکه متعاقب این تأثیر تغییرات محسوسى در زندگى افراد ایجاد مى شود . به طور حتم آشنایى با موسیقى در سنین پایین این تأثیرات را بیشتر مى کند و اصلى ترین بخش یادگیرى نیز در افراد به همان سالها بازمى گردد. این آموزش تأثیر فراوانى در مراحل بعدى زندگى دارد .

به طور کلى آسان ترین و اساسى ترین روش آموزش کودکان در تمامى فعالیتها، استفاده از موسیقى است . طى تحقیقاتى که به روى ۱۰ کودک دو ساله در هنگام چیدن قطعات پازل انجام شده میزان دقت ، سرعت و توانایى آنها در هنگام بازى مورد بررسى قرار گرفت ، پس از آن این تعداد به دو گروه ۵ نفره تقسیم شدند ، گروهى از آنها روزانه به مدت ۳۰ دقیقه آموزش همراه با موسیقى و آواز داشته و گروه دیگر ۱۵ دقیقه در هفته آموزش موسیقى داشتند . پس از گذشت ۶ ماه تمام بچه هاى این گروه پیشرفت شایانى در چیدن قطعات پازل و سرعت انجام آن داشتند .

این تحقیق به روى مهندسین ، بازیکنان شطرنج و ریاضیدانان نیز انجام گرفت و نتایج این امر مکانى از میزان افزایش سرعت منطقى این گروه در یادگیرى عملکرد پاسخ دهى آنان بود.

همچنین بر اساس آزمایش دیگر به روى کودکانى که سطح نمره آنها از استاندارد ملى کمتر بود با به کار گیرى موسیقى نمراتشان تقریباً دو برابر افزایش داشت. همراه کردن موسیقى با مهارتهاى منطقى و عقلانى مثل ریاضیات به افراد مى آموزد که درتمام موارد به تقسیم بندى و دسته بندى منطقى موسیقى و ذهن توجه داشته باشند .

طى مطالعات هشت ماهه محقق دانشگاه کالیفرنیا «فرانس اچ» ۱۹ دانش آموز پیش دبستانى سه تا پنج ساله آوازهاى روزانه مى خواندند و ۱۵ دانش آموز بدون موسیقى مورد بررسى قرار گرفتند. اگر چه هنوز قطعیت تأثیر موسیقى بر ذهن افزایش سرعت و عملکرد آن مشخص نشده ولى در مجموع از تأثیر آن نیز نمى توان چشم پوشى کرد .

بر اساس گفته هاى یک موسیقیدان آلمانى موسیقى در درازمدت بر هوش ذاتى کودکان تأثیر داشته و به کار گیرى آن به طور قطع در آینده افراد در هنگام رویارویى منطقى با زندگى تأثیر مثبت نیز در بر خواهد داشت .
در نیویورک سیتى ، بر اساس برنامه اى به نام یادگیرى از طریق برنامه هاى هنرى توسعه یافته (LEAP) درصدد تثبیت تأثیر آن در بالا رفتن نمرات عمومى و کلى دانش آموزان هستند. به عنوان مثال همراهى موسیقى با ریاضیات چهار عمل اصلى و شمردن تأثیر فراوانى دربرداشت . این عمل همچنین در بالا بردن حس اعتماد و اطمینان دانش آموزان و انضباط خارجى نقش داشته که یکى از دلایل آن تکرار بیشتر است .

در مجموع حس اعتماد به نفس و قدرت عمل یکى از نکات ضرورى در افراد بوده که با این عمل قابل تقویت است.
«مرى جین کالت» مدیر اداره تحصیلات هنرى و فرهنگى مدارس نیویورک سیتى اظهار داشت که : «آموزش اساسى موسیقى علاوه بر یادگیرى موسیقى در افزایش قدرت شنیدارى ، عمل کردن ، دیدن ، لمس کردن و حرکت دانش آموزان نیز تأثیر بسزایى دارد . همچنین تعلیم مهارتهاى موسیقى باعث افزایش مهارتهاى قدرت درک تجزیه ، تحلیل و ارزیابى مى شود.

دلیل علاقه مندى دانش آموزان به موسیقى جذابیت و جدید بودن آن است ولى بزرگسالان ، نیاز به تحریک بیشترى در این مورد داشته و به سادگى آن را پذیرا نمى شوند، چرا که این امر براى آنها فقط یک انتخاب است. با تلفیق موسیقى با زندگى روزمره، تأثیر فراوانى از آن به جا مى ماند. این مسأله همچنین در افراد بى علاقه به کارهاى گروهى نیز تأثیر مثبت دارد و فرصت گوش دادن و متعاقب آن در آنها ایجاد انگیزه مى کند.

چه بسا بسیارى از ما به تجربه دریافته ایم که با شنیدن موسیقى که در گذشته برایمان خوشایند بوده، انجام برخى کارهاى سخت سهل و آسان شده و در برخى شرایط برایمان منجر به ایجاد تفکر مثبت شده است.

اگر موسیقى را به عنوان ابزار تقویت ذهن در نظر بگیرید، نوع موسیقى در تأثیرگذارى آن نقش داشته و بهتر آن است که از موسیقى هاى بدون کلام و مورد علاقه افراد استفاده شود و در صورت استفاده از موزیکهاى با کلام، ترجیحاً از موسیقى آرام که منجر به آشفتگى ذهن نشود باید استفاده کرد. مورد بعدى توازن منطقى میان کلام و موسیقى متن است و بهتر است که صداى آهنگ ها بلندتر از جملات نباشد. به طورى که شنیدن کلام و عبارت با سختى همراه نباشد و ترجیحاً از موزیکهایى که افراد راحت تر با آن ارتباط برقرار مى کنند، استفاده شود.

طى سالهاى گذشته تنوع خاصى از موسیقى ریلکسیشن مطرح شده که متعاقب آن این سؤال به وجود آمد که آیا ساختن موزیکى با هدف آرامش روحى مفید بوده و یا حتى بدون آن نیز مى توان به آرامش رسید؟ براساس مطالعات روشن شد که تمام روشها براى آرامش مفید واقع شده ولى این نوع خاص از موسیقى تأثیر بیشترى دربردارد. همچنین استفاده از موسیقى بر دانش آموزان مردودى یا آن دسته از دانش آموزانى که در خطر عدم یادگیرى هستند، مثمرثمر واقع مى گردد. دانش آموزان تحت خطر گروهى هستند فاقد قدرت تخیل، عدم اعتمادبه نفس و نداشتن تفکرات و احساسات اجتماعى و خصوصى و عملکرد آنها پایین تر از استانداردهاى آموزشى است. بررسى بیشتر این گروه نشان مى دهد که این گروه به یک گروه حمایتى با عملکردهاى اجتماعى و یا روشهاى یادگیرى متغایر با روشهاى تعلیمى، نیاز به ترغیب بیشترى دارند.

در مجموع کلیه افراد به دو گروه تقسیم مى شوند: گروه اول قادر به یادگیرى نبوده و گروه دوم علاقه اى به یادگیرى ندارند که بیشتر افراد به گروه دوم تعلق دارند که یکى از دلایل اصلى این امر نداشتن انگیزه و علاقه مندى از طرف مدارس است. به طور کلى این افراد دچار نوعى انزجار از طرف مدارس و روشهاى قدیمى آن هستند و سخت ترین بخش آموزشى ایجاد علاقه مندى و انگیزه در این گروه تحت خطر است.

بیشتر مردم در محیط خارج از آموزشگاهها، علاقه خاصى به شنیدن موسیقى داشته و از شنیدن و یا حتى نواختن آن لذت مى برند. درمانگران نیز براى کمک به افراد معلول از آن استفاده مى کنند. عضویت در گروه کر، ارکستر و تیمهاى موسیقى به ایجاد ارتباط با افراد و کار گروهى کمک کرده و باعث بالا رفتن میزان کارایى افراد مى شود.

طى مطالعات مرکز نروبیلولوژى دانشگاه کالیفرنیا، ۳۶ دانشجوى دانشگاه ده دقیقه به یکى از سه موسیقى انتخابى گوش نموده که شامل موزیک ریلکسیشن، بدون کلام و یکى از قطعات موزارت بود و پس از پایان تحقیقات مشخص شد که میزان نمرات ضریب هوشى بین موزیک ریلکسیشن و بدون کلام یکسان بوده ولى پس از شنیدن قطعه موزارت، نمرات ۸ الى ۹ برابر افزایش داشت.

پس از چندى محقق دیگرى به نام «کریستین لوتیر» بیان داشت که نتیجه گیرى براساس موسیقى کاملاً غیرمنطقى و نادرست بوده و نبوغ امرى ذاتى و غیرقابل آموزش است. او توضیح داد که این تحقیقات تنها حدس و گمان بوده و هیچ ثبات واقعى ندارد و براى اثبات آن نیاز به تحقیق و تفحص بیشترى داشت. ولى با وجود این مخالفان، بیشتر محققان اذهان داشته که رابطه روشن و دقیقى بین موسیقى، تفکر و تعقل ناشى از آن و میزان ضریب هوشى وجود دارد.

اگرچه موسیقى ایجاد حافظه نمى کند ولى تأثیر فراوانى در بالا بردن آن دارد و مهمترین تأثیر آن، تأثیر مثبت و منفى آن بر مغز است که نمى توان از آن چشم پوشى نمود. با گوش دادن به موسیقى حالات درونى افراد قابل تغییر بوده که البته میزان تغییرپذیرى آن نسبت به شناخت و درک موسیقى افراد بستگى دارد. هرچه میزان شناخت موسیقى در افراد بالا بوده، میزان لذت تأثیرپذیرى ، تأثیرگذارى موسیقى نیز افزایش مى یابد.

با انجام تحقیقات بر روى اشخاصى که دچار افسردگى بوده اند، روشن شد که شنیدن موسیقى هاى خاص در بهبود افسردگى ها و ایجاد احساس خوشایندى، شادى، نشاط و روشنى مثمرثمر است.

متأسفانه در سالهاى اخیر نوع خاصى از موسیقى هاى سطحى و فاقد ارزشهاى هنرى تولید مى شود که نه تنها تأثیر مثبت بر ذهن و روان نداشته بلکه تأثیرات منفى نیز دربردارد.

منبع:
اکرم ناصرى
روزنامه ایران

سیمای قلب من-shape of my heart


با تفکر عجیبی بازی می کند
جوری که هیچ کس یه او شک نمی کند
برای پول یا چیز دیگری بازی نمی کند
برای احترام و شهرت بازی نمی کند
فقط می خواهد به پاسخ درست برسد
هندسه مقدس شانس
قانون مخفی احتمالات
شماره هایی که چون برگ به حرکت در می آیند
می دانم که the spades(خال های پیک) چون شمشیرهای سرباز است
می دانم که clubs (خالهای گیشنیز) اسلحه های جنگی هستند
می دانم که diamonds (خالهای خشت) هم سرمایه کار است
اما اینها هیچکدام سیمای قلب من نیست
اون ممکنه سرباز خشت بازی کنه
اون ممکنه بی بی پیک رو روانه کنه
و شاید هم شاه را در دست خود پنهان کرده
آن زمان که خاطره اش پاک شده
می دانم که the spades(خال های پیک) چون شمشیرهای سرباز است
می دانم که clubs (خالهای گیشنیز) اسلحه های جنگی هستند
می دانم که diamonds (خالهای خشت) هم سرمایه کار است
اما اینها هیچکدام سیمای قلب من نیست
و اگر به تو گفته ام دوستت دارم
شاید بگویی که اشتباه است
من آن مرد هزار چهره نیستم
نقابی بر چهره ندارم
همانی که از نادانی هایش سخن می گوید
و برایش ارزش قائل هستند
از جنس آنها نیستم که طلسم خود را در هر جایی قایم می کنند
و آنها که لبخند خود را گم کرده اند
می دانم که the spades(خال های پیک) چون شمشیرهای سرباز است
می دانم که clubs (خالهای گیشنیز) اسلحه های جنگی هستند
می دانم که diamonds (خالهای خشت) هم سرمایه کار است
اما اینها هیچکدام سیمای قلب من نیست
این سیمای قلب من نیست
He deals the cards as a meditation
And those he plays never suspect
He doesn’t play for the money he wins
He doesn’t play for the respect
He deals the cards to find the answer
The sacred geometry of chance
The hidden law of probable outcome
The numbers lead a dance

I know that the spades are the swords of a soldier
I know that the clubs are weapons of war
I know that diamonds mean money for this art
But that’s not the shape of my heart

He may play the jack of diamonds
He may lay the queen of spades
He may conceal a king in his hand
While the memory of it fades

I know that the spades are the swords of a soldier
I know that the clubs are weapons of war
I know that diamonds mean money for this art
But that’s not the shape of my heart
That’s not the shape, the shape of my heart

And if I told you that I loved you
You’d maybe think there’s something wrong
I’m not a man of too many faces
The mask I wear is one
Those who speak know nothing
And find out to their cost
Like those who curse their luck in too many places
And those who smile are lost

I know that the spades are the swords of a soldier
I know that the clubs are weapons of war
I know that diamonds mean money for this art
But that’s not the shape of my heart
That’s not the shape of my heart


موسیقی در دوران ساسانیان

دوره حکومت ساسانیان بالغ بر چهارصد سال بطول انجامید و این عصر را در میان اعصار تاریخ ایران پیش از اسلام، درخشانترین دوره موسیقی نام نهاده اند. در این دوره قدرت متمرکز به جای قدرتهای پراکنده در ایران حاکمیت یافت و با تمرکز قدرت و جذب تدریجی ارباب هنر به دربار، زمینه رشد، پیشرفت و پرورش هنرمندان، بویژه موسیقیدانان فراهم آمد.

بطوری که در تاریخ ایران آمده است این تنها نام مشاهیر هنری دوره ساسانی است که باقیمانده و از مشاهیر دوره های قبل، حتی نامی هم در بین نیست. تا جایی که عده ای به وجود نوابغ علوم و هنر در ایران تا پیش از این اعتقاد ندارند و ایرانیان قدیم را تنها افرادی که دارای استعداد نظامی و اقتصادی بودند، می شناسند.

با ظهور شخصیت هایی همچون مانی و مزدک، انواع ادبیات هنری (غیر شعری) و هنرهای ظریفه رشد پیدا کرده و طرفدارانی را به خود جلب کرد. در این میان می توان به نقاشی های مکتب مانی، کتابهایی نظیر کارنامه اردشیر بابکان، خداینامه (خواتای نامک) و دهها اثر دیگر که از آن دوره برجای مانده است اشاره کرد.

اردشیر بابکان طبقات مختلف موسیقیدانها را نیک می شناخت و برای هریک قانون مخصوصی وضع کرده بود. انوشیروان در رعایت قانون و حقوق هنرمندان سعی آشکار داشت و بهرام گور خود چکام سرایی چیره دست بود.

با تشویق و حمایت دربار ساسانی از موسیقیدانها، مردم نیز بتدریج علاقمند به موسیقی شدند، بطوریکه در این دوره موسیقیدانان از رفاه و احترام بسیاری برخوردار بودند. نام اولین موسیقیدان بزرگ ایرانی از قبیل باربد، نکیسا، بامشاد و رامتین نیز از همان زمان برای ما به یادگار مانده است. همچنین نام بسیاری از الحان سازنده موسیقی و سازهای آن زمان.

قلعه اردشیر در فیروزآباد فارس
قلعه اردشیر در فیروزآباد فارس
اردشیر بابکان
رواج موسیقی در عصر ساسانی با نام اردشیر بابکان تداعی می شود. اردشیر بابکان طی سلطنت خود که کمتر از بیست سال بود (241-226 میلادی) ، ایران را به مدارج بالایی از نظم و اعتبار جهانی رساند.

تعیین نظام طبقاتی مردم و همچنین موسیقیدانها از ابتکارهای او بود. در این زمان خنیاگران و رامشگران که از دیرباز جزو طبقات متوسط و گاهی حتی پست جامعه بودند، به سطح درباریان ترقی داده شدند. او درباریان را به هفت طبقه تقسیم کرده بود که موسیقیدانان در طبقه پنجم محسوب می شدند.

آرتور کریستین سن مستشرق اروپایی که در باره تمدن ایران در عهدد ساسانی تحقیقات زیادی انجام داده است با تحسین و تعجب می نویسد :

"در زمان حکومت ساسانیان و اردشی، خنیاگران (نوازندگان و سازندگان) در ردیف مامورین عالیربته دولت بودند."

علامه عباس اقبال آشتیانی می نویسد :

"موسیقی در ایران قدیم، رونق بالنسبه کامل داشته است. اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانی در موقعی که درباریان و اعیان حضرت خود را به طبقات ممتاز تقسیم می نمود، مطربان و مغنیان را طبقه مخصوصی قرار داد و در میان طبقات ایشان را مقامی متوسط اعطا فرمود."

شکار بهرام گور
مینیاتور از صحنه شکار بهرام گور
بهرام گور
بهرام گور پانزدهمین پادشاه ساسانی بود، او در نوجوانی با فرهنگ و ادب و هنر کشورهای دیگر آشنا شد و طبق رسم اشراف زادگان آن زمان، بعد از یادگیری علوم و فنون مختلف، موسیقی آموخت.

بهرام مردی جنگاور بود که بی اندازه به موسیقی علاقه داشت. بطوریکه بعد از نشستن به تخت پادشاهی اولین کاری که کرد رسیدگی به وضع موسیقیدانان و تامین رفاه آنها بود. او موسیقیدانها را از لحاظ مقام و رتبه بالاتر برد و گروهی از آنها را به طبقه اول برنشاند. جانشینان بهرام تا انوشیروان نیز این رسم را برپا داشتند.

علاقه بهرام گور به موسیقی به حدی بود که هنرمندان بزرگ را با مطربان برابر می نشاند و به دلخواه خود تعیین رتبه می کرد. تا جایی که اسباب ناخشنودی عده ای را فراهم می ساخت! او هرکس را که مایه خوشنودی خود می دید برتر می نشاند.

ابو منصور ثعالبی صاحب کتاب "غررالاخبار ملوک الفرس" آورده است که :

"بهرام گور چهارصد نوازنده را از هند به ایران خواند، و این هنرمندان را بر سایر طبقات مقدم شمرد. این هنرمندان به نام لولی یا سوری نامیده می شدند. آنان شوخ و ظریف بودند و در هر کوی و برزن، شهر و روستا برای مردم ساز می نواختند و می خواندند."

حمزه اصفهانی اضافه می کند : "اینان در ایران ماندند و زاد و ولد کردند که طایفه زط همین ها هستند."

از کتاب موسیقی در ایران از آغاز تا امروز - جلد اول ، غلامرضا جوادی