فایدیم

حرف

فایدیم

حرف

قوانین مورفی

۱- هرچیزی را که میخواهید نمی توانید داشته باشید و آنچه را که دارید نمی خواهید!
۲- هرکسی می تواند مدرک دانشگاهی بگیرد اما صاحب عقل نخواهد شد.
۳-اگر حق با شما باشد هیچکس حرف شما را باور نخواهد کرد.
۴- قوانین مانند تار عنکبوت می باشند تنها افراد ضعیف وفقیر به دام آن می افتند در صورتی که ثروتمندان و صاحبان قدرت آنرا پاره کرده و می گریزند.
۵- دو عنصر در طبیعت فراوان می باشند:یکی هیدروژن و دیگری حماقت!
۶- هرگاه چیزی را دور بیاندازید به محض آنکه دیگر به آن دسترسی نداشته باشید به آن نیاز پیدا خواهید کرد.
۷- هرگاه کفش نو را برای اولین بار به پا کنید همه پایشان را روی آن خواهند گذاشت.
۸- سنگین بودن ترافیک نسبت مستقیم دارد با میزان عجله شما برای زود رسیدن به مقصد!
۹- افرادی که می توانند بهترین نصیحت ها را بکنند نصیحت نمی کنند.
۱۰-دوستان می آیند و می روند اما دشمنان انباشته می گردند.
۱۱- جاده رسیدن به موفقیت همواره در دست ساختمان است!!
۱۲-هر فردی راهی برای ثروتمند شدن در ذهنش دارد که عملی نمی باشد.
۱۳-کار تیمی همواره ضروری می باشد چون به شما اجازه میدهد تا در صورت بروزمشکل فرد دیگری را نکوهش کنید.
۱۴-هر وقت دنبال چیزی می گردید همیشه در آخرین مکانی که آنرا جستجو می کنید پیدایش می کنید!

.. از قوانین مورفی.

مرد ثروتمند و پاره آجر!

روزی مردی ثروتمند در اتوموبیل جدید و گرانقیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت  ناگهان ازبین دو اتوموبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسربچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد!
پاره آجر به اتوموبیل او برخورد کرد.مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد ودید که اتوموبیلش صدمه زیادی دیده است به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو ؛جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به روی زمین افتاده بود جلب کند.
پسرک گفت:اینجا خیابان خلوتی است وبه ندرت کسی از آن عبور می کند برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده بود ومن زور کافی برای بلند کردنش ندارم برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم مرد بسیار متاثر شد و از پسرعذرخواهی کرد برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتوموبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد ...

در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند!

خدا در روح ما زمزمه می کند وبا قلب ما حرف می زند اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرت کند این انتخاب خودمان است که گوش کنیم یا نه!

راه خوشبختی از کدام طرف است؟

نوع نگاه به خوشبختی سرآغاز رسیدن به آن است
هر روز به نقطه ای مبهم چشم می دوزد، با خودش فکر می کند "اگر من زیباتر بودم یا در خانواده ای ثروتمند به دنیا می آمدم، اگر فقط کمی باهوشتر بودم و یا دیگران بیشتر دوستم داشتند و ... آنوقت چقدر خوشبخت می شدم". بعد در ته توهای هزار فصل خاطراتش لحظه و روزی را جست و جو می کند که احساس خوشبختی واقعی کرده باشد اما معمولاً به نتیجه نمی رسد. زانوی غم به بغل می گیرد و همچنان منتظر می نشیند تا دستی از غیب بیرون بیاید و این مه پر رنگ نوامیدی، تنهایی و ضعف را از زندگی اش دور کند و ابرهای سیاه را به کناری بزند تا شاید او هم بتواند آسمان آبی را ببیند. این حالت تنها اختصاص به او ندارد. افراد زیادی هستند که فکر می کنند زندگی به همه مشکلات و دردسرهایش نمی ارزد. برای آنها خوشبختی صندوقچه گنجی است که در اقیانوس بزرگ پنهان شده است. دست روی دست می گذارند و آن وقت می گویند"هرچه پیش آید خوش آید".
در این زمانۀ "اما و اگر" که عده ای سرنوشت خود و زندگیشان را در حصاری از آرزوها و رویاهای دست نیافتنی و "اگر" هایی که گمان می کنند امکان تحققشان وجود ندارد اسیر و زندانی می بینند و بدون توجه به زیبایی های اطراف خود و توانائی های فردی شان خوشبختی و سعادت را در افقی بسیار دور تصور می کنند؛ گروهی هم هستند که ایمان دارند خوشبختی حق همه انسان هاست و دست یافتن به آن کاری است سهل و ساده.  اینها می گویند برای رسیدن به خوشبختی نیاز نیست راهی دور و دراز را پیمود .

مراجعه به خویشتن خویش نخستین گام برای خوشبختی است.
تأثیرات پدیده های نوین زندگی صنعتی بر جامعه و اعضای آن گاه به قدری جدی و مهم است که سبب می شود انسان در حالتی از یأس و نومیدی نسبت به توانایی روبرو شدن با تغییرات زندگی مدرن در نوع رابطه اش با دیگران و خود دچار شکست و تردید شود. در این مواقع نشان دادن واکنش ها و بازخوردهای متعددی که با توجه به نوع فرهنگ هر جامعه ای متفاوت است قابل پیش بینی است اما بدترین نوع این واکنش زمانی است که فرد در سرنوشت خود احساس ضعف کند که به این ترتیب زمینه ای برای برزو رفتارهای منفی اجتماعی در او بوجود می اید.
روانکاوان معتقدند اصولاً ‌هر شیوه ای که در افزایش خود اتکایی و تقویت اعتماد به نفس فرد مؤثر باشد قابل قبول است مشروط بر آنکه منجر به شناخت کاذب فرد از توانایی های خود و ظرفیت محیط اطرافش نشود.

خوشبختی آموختنی است
چرا زمانی که زندگی بر وفق مراد است آن را شانس محض می پنداریم؟! آیا واقعاً چنین است؟ اکثر ما انسانها اشیایی را که برایمان شانس می آورند همراه خود داریم، لباس هایی را می پوشیم که برایمان شانس می آورند و قبل از اتفاقات مهم وردهای کوتاهی می خوانیم و ...

در زندگی همه ما اتفاقاتی روی می دهد که آنها را یک جور شانس به حساب می آوریم. این اتفاقات باعث می شوند احساس خوبی داشته باشیم اما تنها برای چند لحظه. بخت و اقبالی که واقعاً‌ خواهان آن هستیم دوام بیشتری دارد: داشتن یک شغل ارضا کننده، همسری که دوستش داریم، دوستان خیلی خوب، زندگی راحت و آرامش فکری. برای ایجاد این خوشبختی ها به پرورش یک شخصیت خوش اقبال نیاز دارید. یعنی تلفیقی از روش و کنشی که فرصت ها را به سوی خود جذب می کند.

افرادی که خوش شانس به نظر می رسند جذابند چون افرادی با نفوذ و شاد هستند .ما به طرف آنها کشیده می شویم زیرا در کنار آنها احساس امنیت می کنیم. برای موفق شدن به یاری آنها امیدواریم تا شاید کمی از شانسشان به ما هم منتقل شود! به خوش شانسی فکر کنید آنگاه خواهید دید امکان خوش شانس بودن شما بیشتر می شود. اما این که چند بار همای سعادت بالای سر شما به حرکت در می آید به این که چقدر در پرورش شخصیت خوش اقبال موفق بوده اید بستگی دارد.

اکنون با هم هفت رمز از رموز خوشبختی را که از آموزه های مهم در پرورش یک شخصیت خوش اقبال محسوب می شود، مرور می کنیم:
1- فرض کنید بخت یارتان است:
قدم اول برای یادگیری روش صحیح در پرورش یک شخصیت خوش اقبال این است که بر این باور باشیم که همواره پیشامدهای خوب برایمان اتفاق می افتد. (بر این اساس، اقوام گذشته معتقد بودند با تلقین می توان به هر چیزی رسید)
2- براحساسات خود مسلط باشید:
هنگامی که به خوشبختی فکر می کنید در واقع از بروز احساساتی جلوگیری می کنید که از آنها با عنوان سارقان خوشبختی یاد می شود. این احساسات که به دور خوشبختی حصار می کشند شامل خجالت، عصبانیت و دلخوری است که باعث دلسرد شدن اطرافیان می شوند (هر چند دیگران مایل باشند شما را یاری کنند). کنترل این احساسات منفی به شما کمک می کند عزت نفس و خوشبختی بیشتری داشته باشید و با دیگران بیشتر بجوشید.
توجه کنید داشتن این احساسات یک مسأله و ابراز آنها مسألۀ دیگری است. اگر عواملی را که سبب بروز این عواطف می شوند شناسایی کرده و تشخیص دهید در چه موقعیت هایی بیشتر ناراحت و افسرده می شوید می توانید قبل از ایجاد این موقعیت ها برای دفع یا غلبه بر آنها اقدام کنید
3- دریچه افکار خود را به روی فرصت ها بگشائید:
درست است که نمی توانیم آنچه را سرنوشت برایمان در چنته دارد پیش بینی کنیم اما می توانیم با تغییر رفتار خود به نحوی که بیشتر مورد اعتماد دیگران واقع شویم و همچنین با اطمینان به این که در برخورد با دیگران به نتایج مثبتی دست پیدا خواهیم کرد، شانس خود را افزایش دهیم. مثلاً‌ بیشتر اوقات از گفتن نظراتمان به همکاران در محیط کار خودداری می کنیم ازترس اینکه مبادا آنها نظرات ما را بدزدند و به حق واقعی خود نرسیم اما در حقیقت افرادی که مرتباً نظرات خود را بیان می کنند برای حضور داشتن و شرکت در نشست های نقد و بررسی یعنی جایی که فرصت ها فراهم است دعوت می شوند چرا که برای نظراتشان ارزش قائلند. به علاوه اگر افکار خود را محبوس کنید ذهن شما مدفن افکارتان خواهد شد بهتر است با مردم رو راست باشید و به هر آنچه که آنان برای گفتن دارند گوش بسپارید.
4- دنیا را از آن خود بدانید:
با نشستن در خانه، شانس شما افزایش نمی یابد. شما باید از اتفاقات غیر منتظره ای که برایتان پیش می آید استفاده کرده و امکانات موجود را جهت بهبود اقبال خود بررسی کنید. همیشه راه را برای انتخاب باز بگذارید و خود را برای اشتباهات آماده کنید. وقتی مشتاق یادگیری هستید به چیزهای بیشتری می رسید تا وقتی که می خواهید از دست همه چیز خلاص شوید.
5- حس حسادت را کنترل کنید:
غالباً افرادی که به طرز وسواس گونه ای زندگی خود را با دیگران مقایسه می کنند کارشان به جایی می رسد که احساس بدبختی می کنند. همیشه به باد داشته باشید انسانی هستید با خصوصیات متفاوت پس شرایط زندگی شما بناچار با دیگران متفاوت است. در زندگی واقعی هیچ یک از پیشامدهایی را که ما روی آوری شانس می نامیم خوشبحتی را تضمین نمی کنند. بسیاری از برندگان قرعه کشی ها به مشکلات بزرگتر برخورد می کنند، مشاغل گسترده تر و پیچیده تر اغلب به دردسرهای بیشتر منجر می شوند و همسرانی که با هم جور نیستند کارشان به دریغ خوردن و تنش های عصبی دیگر می رسد. خلاصه این که چیزهایی که در ظاهر ایده آل به نظر می رسد ممکن است در واقعیت به صلاح شما نباشد پس حواس خود را روی آمال و اهدافتان متمرکز کنید.
6- مانند یک رابط فکر کنید:
هر چه تعداد افرادی که می شناسید بیشتر باشد و هر چه خوش برخوردتر باشید میزان خوش شانسی شما بیشتر می شود. این دسته از مردم را رابط می نامند. بیشتر رابط ها خوش شانس هستند چون با گروه های بزرگی از افراد قدرتمند ارتباط برقرار می کنند و با آنها همکاری دارند و به نوبه خود تبادل اطلاعات کرده و افرادی را که می شناسند به یکدیگر معرفی می کنند. برای اکثر ما برقراری روابط خودمانی با خویشاوندانمان دشوار است و به جای آن ترجیح می دهیم اوقات فراغت را با دوستان صمیمی بگذرانیم اما برقراری و تقویت روابط همکاری، مستلزم آن است که توقع بیش از حد نداشته باشیم. اگر تعداد زیادی از افراد مختلف را بشناسید از فرصت های بسیار بیشتری مطلع خواهید شد. هرگز فراموش نکنید که خوش مشرب بودن، فعالیت و صداقت مولد شانس است.
7- به هر چیز از زاویه دیگر بنگرید:
برای داشتن حس خوشبختی به دیدی مثبت از گذشته و نظری خوش بینانه به آینده نیازمندید. افرادی که اظهار خوش اقبالی می کنند غالباً‌ خاطرات خوب خود را به یاد می آورند و خاطرات بد را به دست فراموشی می سپارند. این افراد زمانی که رویداد بدی برایشان اتفاق می افتد این اتفاقات را با بدترین حادثه ای که می توانست برایشان رخ دهد مقایسه می کنند و به این نتیجه می رسند که موفق و خوش شانس هستند. سعی کنید در پایان هر روز درباره پنج رویداد مثبتی که در طول روز برایتان پیش آمده است بنویسید و از تمام دردها، ضعف های فیزیکی و تجربه های منفی و یا تلخ آن فاکتور بگیرید اینکار به شما یاد آور می شود زمانی که تصور می کنید وضعیت شما مصیبت بار است چقدر خوشبخت هستید!

(رنگین کمان)