نگرانی و پیامدهای آن
نگرانی و راه مبارزه با آن از مسائل مهم زندگی روزانه هرکسی است زیرا در این زمانه غیر ممکن است فکر بشر با این مسأله درگیر نباشد.
دکتر "الواریز" می گوید: شدت وضعیت زخم های معده اغلب نسبت مستقیم با شدت و ضعف درجه هیجانات روحی دارد. این گفته متکی به آزمایش درمورد 15 هزار بیمار است که برای اختلالات معده به کلینیک او مراجعه کرده اند. ترس، نگرانی، حسد، خود پسندی فوق العاده و عدم لیاقت در سازش با محیط اطراف از علل و عوامل مؤثر بیماری های معده آن ها بوده است. جالب این جاست که هشتاد در صد این جمعیت هیچ علت طبی (نارسایی جسمی) برای زخم های معده خود نداشتند. زخم معده موجب یکی از علل شایع مرگ است و طبق نوشته مجله "لایف"در بین بیماریه ای خطرناک، رتبه دهم را حائز است.
افلاطون می گوید: "بزرگترین اشتباهی که پزشکان مرتکب می شوند این است که سعی در معالجه جسم دارند بدون آنکه لحظه ای درصدد شفای فکر و روح بر آیند در حالیکه فکر و جسم توأم بوده و نمی توان آن ها را جدا انگاشت و به طور مجزا آن ها را معالجه کرد".
پس از هزاران سال، علم پزشکی تازه این حقیقت بزرگ را درک کرده است و یک رشته جدید در علم پزشکی به نام "پیکو سماتیک" (طبی که هم جسم را معالجه می کند و هم فکر را) به وجود آمده است. علم پزشکی به علل امراضی که در اثر میکرب به وجود می آید پی برده ولی به مرحله ای نرسیده که قادر باشد اختلالات فکری و جسمی را که میکرب در آن ها مؤثر نیست و از تحریکات عصبی، نگرانی، ترس، حسد، محرومیت و ناامیدی سرچشمه می گیرد کشف کند.
راه حل مبارزه با نگرانی
خیال می کنید دستورالعمل معجزه آسایی وجود دارد که می تواند تمام مشکلات شما را رفع کند؟ خیر! خواهید پرسید پس چه باید کرد؟ در پاسخ می گوییم با آشنایی با سه مرحله ذیل باید خود را برای مقابله با نگرانی ها آماده کنیم: 1. درک حقیقت و واقعیت موجود 2. تجزیه و تحلیل آن 3. مرحله تصمیم و سپس اقدام. این روشی است که ارسطو به شاگرادنش تعلیم داده و اگر ما هم بخواهیم از مشکلات زندگی برهیم باید از آن پیروی کنیم.
1- درک حقیقت و واقعیت موجود: ما غالباً در مواجه با مسائل زندگی دنبال چیزی می گردیم که تخیلات و نظریات ما را تأیید کند و افکار غیر آن را از خود دور می کنیم. درصدد پیدا کردن مطالبی هستیم که اعمال ما را تأیید و با افکار ما تطبیق کرده و عقاید شخصی و تصدیق های بلا تصور ما را تسجیل نماید و این است که می بینید مشکلات ما به این آسانی حل نمی شود.
چه باید بکنیم؟ یگانه راه این است که احساسات را در تعقل و تفکر مداخله ندهیم و در یک راه حقیقی و عملی قدم برداریم ولی این کار هنگام هجوم نگرانی و تشویش آسان نیست. دو راه بسیار مؤثر برای رهائی از این وضعیت وجود دارد:
- وقتی که اطلاعات و حقایقی را جمع آوری می کنیم وانمود کنیم که آن را برای دیگران جمع آوری می کنیم. این فکر کمک می کند که با خونسردی، جنبه بی طرفی را حفظ کنیم و احساساتمان را کنترل نماییم.
- در ضمن جمع آوری اطلاعاتی درباره مشکلات، خود را وکیل مدافع حریف خود تصور کنیم. به عبارت دیگر برضد خود شروع به جمع آوری مدارک کنیم و آن چیزهایی را که با انتظارات و توقعاتمان ناسازگار است و هرگز مایل نیستیم با آن روبرو گردیم روی کاغذ بیاوریم. آنگاه با کمال خونسردی پشت میز نشسته و اول مطالب مفید مربوط به خودمان و سپس آنچه را که حریف ممکن است از آن استفاده کند را یادداشت می کنیم و به این ترتیب معمولاً به آسانی حقیقت امر را پیدا می کنیم. پس نخستین دستور این است تا وقتی حقیقت امر و عوامل مؤثر را درک نکردیم نگران نشویم.
2- تجزیه و تحلیل: به تجربه ثابت شده که بهترین راه تجزیه همان نوشتن روی کاغذ است زیرا این نوشتن و تصریح سازی، خود یک تصمیم عاقلانه و مؤثر است. بنا به گفته یکی از روانشناسان مشهور، مشکلی که خوب تشریح و حلاجی شده باشد نصفش حل شده است.
3- تصمیم و اقدام: بدون تردید درک مطلب و آگاهی از کنه آن به تنهایی، هرچه هم به خود زحمت بدهیم نه تنها مشکلی راحل نمی کند بلکه جز تشدید پریشانی و اغتشاش فکر نتیجه ای نخواهد داشت.
اغتشاش و بی نظمی مؤثرترین عامل نگرانی است. نصف بیشتر نگرانی های دنیا را کسانی به وجود می آورند که می کوشند قبل از بدست آوردن اطلاعات کافی درباره آنچه در پیش دارند تصمیم خود را بگیرند.
امروزه این نکته به اثبات رسیده که پنجاه درصد نگرانی ها چون به مرحله تصمیم قطعی برسند از بین می روند و چهل درصد نیز در اجرای تصمیم، محو و زائل می گردند. بنابراین 90 درصد نگرانی ها با طی این چهار مرحله از بین می روند: 1- دقیقاً بنویسیم چه چیز باعث نگرانی مان شده است؟ 2- چه می توانیم در این باره انجام دهیم؟ 3- تصمیم خود را بگیریم 4- فوراً آن تصمیم را اجرا کنیم (اگر این مرحله اتفاق نیفتد مراحل دیگر بی اثر و تنها موجب اتلاف وقت بوده اند!)
در اینجا یاد آوری این نکته بسیار بجا است که شخص نگران و مشوش چنانچه ایمان مذهبی داشته باشد(به خدا و جهان دیگر مؤمن باشد) به هنگام تصمیم و به مرحله اجرا گذاردن آن سریعتر و با موفقیت بیشتری اقدام خواهد کرد زیرا او می داند برای بقای در این جهان ساخته نشده و تلاش و زحمت و هرگونه ناراحتی که در حین عملی متوجه او می شود چنانچه مطابق فرمان خدا باشد پاداشی عظیم در برخواهد داشت(و لذا در اقدام به آن تردید نخواهد کرد) و اگر خلاف فرمان خدا باشد بلافاصله از انجام آن کناره گیری خواهد کرد. او عقیده دارد هر وقت تصمیمی دقیق که مبتنی بر حقایق عالم باشد اتخاذ شد باید فوراً به مرحله اجرا در آید و تردید و دودلی در آن جایز نیست و بی جهت وقت خود را در تجدید نظر و شک و تردید نباید تلف کرد زیرا از خود مشکوک بودن مولد نگرانی است و باعث عدم اجرای تصمیمات به هنگام می شود.
توماس کارلایل می گوید:" کار و وظیفه اساسی ما این نیست که ببینیم در فواصل دور، در پشت ابر و تاریکی ابهام چه چیزهایی پنهان است بلکه باید وقت خود را صرف آن چیزهایی کنیم که در دسترس ما قرار گرفته اند.
درتمام مراحل حیات دری آهنینین را بر روی گذشته یعنی آن دیروزی که دیگر وجود ندارد ببندید و یک پرده فولادین جلوی آینده و فردائی که هنوز به وجود نیامده است بکشید آنوقت با اطمینان خاطر امروز را بگذرانید.
اگر بار مشکلات آینده را برغم و اندوه گذشته افزون سازید نیرومندترین افراد را از پا در خواهد آورد. باتشویش برای آینده بی جهت نیروی خود را تلف نکنید و گرفتاری عصبی برای خود پیش نیاورید".
پس همیشه حساب امروز را از دیروز و فردا جدا کنید. اکنون خواهید گفت بنابر این هیچ قدمی برای آینده نباید برداشت! پاسخ این است که بهترین وسیله برای تهیه مقدمات آینده همان تمرکز هوش و توجه به کار امروز است چه اینکه این خود یگانه راهی است که آیندۀ ما را تأمین می سازد. به یاد داشته باشید که بین نقشۀ آینده را کشیدن و تشویش و نگرانی داشتن برای آینده تفاوت بسیار است.
یک دستور العمل راهبردی
اگر در کاری گرفتار تشویش و نگرانی شدید برای پیروزی و غلبه بر نگرانی، این دستور العمل را که درسه قسمت خلاصه می شود به کار بندید:
1- از خود بپرسید درصورت عدم موفقیت، بدترین عواقب چه خواهد بود؟
2- پس از تجسم بدترین عواقب ممکن، خود را برای قبول و تحمل آن درصورت لزوم آماده کنید.
3- آن وقت با خونسردی و آرامش خیال، تمام نیرو و قدرت خود را برای اصلاح آن بدترین به کار بندید.
قطعاً یکی از خطرناکترین آثار نگرانی همان برهم زدن آرامش خاطر و قدرت تفکر است. هنگامی که ما نگران هستیم فکر ما بی اراده به این طرف و آن طرف متوجه می شود و قدرت تصمیم از ما سلب می گردد.
ویلیام جیمز پدر روانشناسی علمی، فرمول معجزه آسای "نیست بالاتر از سیاهی رنگ" را با تمام قلب تأیید می کند و همواره خطاب به شاگردانش می گوید:"حوادث را آنطور که هست بپذیرید و خود را آماده سازید که همانطور قبولش کنید زیرا پذیرش آنچه اتفاق می افتد اولین قدم در مغلوب کردن نتایج و مصائب و بدبختی ها است". او همیشه می گفت:"هر روز برای انسان عاقل آغاز حیات نوینی است".
چگونه عادت به نگرانی راترک کنیم؟
موقعی که انسان به کاری مشغول است که به فکر و نقشه نیازمند می باشد نگرانی و تشویش به زحمت در او رخنه می کند. در موقع اشتغال می توان بار یأس و نا امیدی را تحمل کرد و لی هنگام بیکاری و آسایش که باید شاد باشیم دیو مهیب نگرانی و اضطراب روی زشت خود را به مانشان می دهد و مارا وادار می سازد که از خود بپرسیم: دراین محیط به کجا می رسیم؟ آیا روی سعادت را خواهیم دید؟ اشاره ای که امروز آقای رئیس کرد منظورش چه بود؟ آیا سر من همانند سر رفیقم طاس خواهد شد؟ می دانید چرا؟ برای اینکه طبیعت می خواهد فضاهای خالی را پرکند. بهترین نمونۀ آن این است که اگر لامپی را به زمین بزنید می بینیدکه طبیعت فوراً هوا را با فشار داخل فضایی می فرستد که ظاهراً خالی است. طبیعت در مورد دیگران نیز نقطه مطلوب و هدف خود را خوب تشخیص می دهد و همیشه به طرف مغزهایی می رود که خالی بوده و بتواند به آسانی آن ها را اشغال کند. به چه وسیله؟ معمولاً با احساسات. چرا؟ برای اینکه حس اندوه، ترس، حسد، کینه و غلبه همیشه با نیروی وحشیانه و سریع و جابرانه راه خود را باز می کنند و بنابراین افکار آرام و احساسات خوش در مقابل فشار آن ها از مغز بیرون رانده شده و جای خود را به آن ها می دهند.
یاد بگیرید تحمل کنید
حوادث و پیشامدها به تنهایی باعث خوشبختی ما نیست بلکه نحوه عکس العمل نشان دادن ما در مقابل حوادث است که احساسات خوب یا بد در ما ایجاد می کند. بشر می تواند تمام مصائب و بلاهای جهان را با خونسردی تحمل کند. شاید حتی تصور این نکته هم برای شما دشوار باشد ولی برخلاف آنچه فکر می کنید به قدری نیرو و استعداد نهفته در وجود شما هست که هر وقت بخواهید از آن استفاده کنید فوراً ظاهر می شوند. پس شما بیش از آنچه تصور می کنید صاحب قدرت هستید! نمی دانید موقعی که بشر بخواهد حوادث را پذیرفته و یا فراموش کند این کار به چه سرعت حیرت آوری میسر می گردد.
هانری فورد رئیس شرکت خودروسازی فورد می گوید: "وقتی که نتوانم باحوادث کنار بیایم آن ها را به حال خود می گذارم تا خودشان حل شوند". "کلر" رئیس شرکت معروف "کرایسلر"در پاسخ به این سوال که چگونه نگرانی را از خود دور می کند؟ گفت:"هروقت مشکلی پیش بیاید اگر کاری از دستم برآید فورا ًانجام می دهم و چنانچه نتوانم فراموش می کنم. برای آینده هرگز نگران نمی شوم. چرا بی جهت نگران شوم".
19 قرن پیش "پیکتوس"در روم به شاگردانش آموخت و گفت: "یک راه بیشتر برای خوشبختی وجود ندارد آنهم کاستن نگرانی درباره چیزهایی است که مافوق قدرت ما قرار گرفته اند".
ایمان مؤثرترین داروی شفابخش نگرانی
ویلیام جیمز استاد فلسفه در دانشگاه هاروارد می گوید:" مؤثرترین داروی شفابخش نگرانی، همان ایمان و اعتقاد مذهبی است".
"آلکسیس کارل" نویسنده کتاب "انسان موجود ناشناخته" و برنده جایزه نوبل در ضمن مقاله ای می نویسد : "قویترین قدرتی که ممکن است انسان تولید کند همانا دعا و عبادت است. قدرتی که مانند نیروی جاذبه زمین، وجود حقیقی و خارجی دارد". ما در زندگی خود به کسانی برخورد کرده ایم که هیچکدام از وسایل مداوا برایشان مؤثر نبوده است ولی به مدد عبادت و دعا نجات یافته اند. فایده دعا این است که بشر می کوشد نیروی محدود خود را با توسل به نیروی نامحدود دیگری توسعه و افزایش دهد. وقتی ما دعا می خوانیم خود را به قوۀ محرک پایان ناپذیری که تمام کائنات را به هم پیوسته است متصل و مربوط می کنیم. ما دعا می کنیم که آن نیرو به حوایج ما توجه کند و همین درخواست کافی است که نقایص را مرتفع سازیم و با حالی بهتر و قدرتی بیشتر از جا برخیزیم. هر وقت ما باشور و حرارت خداوند را در دعا و نماز خطاب می کنیم هم روح و هم جسم خود را به وجهی احسن تغییر می دهیم. غیر ممکن است مرد یا زنی تنها برای یک لحظه به دعا بپردازد و نتیجۀ مثبت و مفیدی از آن نگیرد.
اما چرا ایمان به دین تا این درجه آرامش و خونسردی و شکیبایی به ما می بخشد؟ پاسخ این سوال را به عهده ویلیام جیمز وا می گذاریم. او می گوید: "امواج خروشان سطح اقیانوس هرگز آرامش اعماق آن را به هم نمی زند. کسی که متکی به حقایق بزرگ و معنوی است از تغییرات و فراز و نشیب های زندگی، دستخوش تشویش و نگرانی نخواهد شد. بنابر این یک شخص واقعاً متدین، تزلزل ناپذیر و فارغ از دغدغه و تشویش است و برای انجام هرگونه وظیفه ای که روزگار پیش آورد با خونسردی خود را آماده مواجه می کند.
دکتر "آلکسیس کارل" می گوید: "دعا قویترین نیرویی است که بشر می تواند به وجود آورد؛ پس چرا از آن استفاده نمی کنید و دست به دعا برنمی دارید؟ اگر مذهب خود را از دست داده اید از خداوند بخواهید که ایمان شما را تجدید کند".
(رنگین کمان)