فایدیم

حرف

فایدیم

حرف

از غزلیات شکسپیر

هر گاه یاد ایام گذشته را به خلوتگه خاموشی افکار خویش احضار می کنم می بینم چه بسا چیزهاست که در طلب هر یک رنج فراوان برده

و سرانجام نومید مانده ام-غم های دیرین-ایام تلف شده- و یاران عزیزی که در شب بی نشان مرگ نهان شده اند بار دیگر پیش چشم من

می آیند و چشم من که به گریستن آموخته نبوده است یک باره در اشک غرق می شود. باز به یاد آن اندوه عشقی که سالها پیش از این

از خاطر زدوده بودم می افتم و داغ هزاران منظره که در گذشته تسلی بخش دیدگان من بودند و اینک دیگر دیدارشان میسر نیست- تازه

می شود. پس به جهت ستمهایی که در روزگاران پیشین دیده و همه را فراموش کرده بودم از نو شکایت آغاز مصائب رفته را چون دانه های

سبحه بر شمرده و برای یکان یکان بار دیگر اشک ریزی می کنم.چنان که گویی این دین را بیش از این ادا نکرده بودم.

اما ای محبوبه مهربانم! اگر در همان لحظه ترا به یاد بیاورم هر زیانی که کشیده ام جبران می یابد و همه غم هایم به پایان می رسد.

 

                                           ترجمه: مسعود فرزاد

             

شب یلدا و از آن پس زایش خورشید

شب‎ یلدا پایان شبهای دراز پاییزی و آغاز دراز شدن روزها و نور است و‎‎‎ ایرانیان‎‎ که همواره خواهان پاکی‎‎ و روشنی هستند، این‎‎ شب‎ بلند را جشن می‎‎ گیرند و شب‎ زنده‌داری‎ می‌کنند.

«یلدا» لغتی‎‎‎ سریانی و به‎‎ معنای زایش است‎ و بر اساس‎ اندیشه ی‎ ایرانیان‎‎ کهـن، از فـردای‎ شـب‎ یلدا بر مدت‎ روزها افزوده‎ و میترا (مهر یا خورشید) از نـو زاییده می‎ شود.

در گذشته‎‎،‎ ایرانیان‎‎ آنچه را که نیک‎ بود به‎‎‎ اهورامزدا نسبت‎ می‎ دادند و آنچه را که بدی‎ و زشتی‎‎ بود زاده ی‎ اهریمن‎ می پنداشتند. تضادهای‎‎ طبیعت‎ مانند گرما و سرما، سفیدی و سیاهی‎، روز و شب‎ و نیز تضـادهـای‎‎ خـوی انسانی‎‎‎ مـاننـد خـوبـی و بـدی‎ و دوستـی و دشمنی‎، از جمله‎ نمادهای‎ خیر و شر بود.

روز روشن‎ که‎ هنگـام‎ کشـت‎‎ و کـار اسـت را آفریده‎ مزدا و شب‎ را از اهریمن‎ می‎دانستند، ازاین‎‎ رو برای‎ رهایی‎ از اهریمن شب‎ هادور آتش‎ می‎‎ نشستند و به‎ این‎‎ شب‎ ها آتشـان مـی گفتند و به‎‎ همین‎‎ دلیل‎ شب‎ یلدا که پس‎ از آن روزها بلندتر می‎ شـد بـرایشـان‎ مهـم‎ بود.

زایش‎ خورشید و آغاز دی‎ ماه‎ را آییـن‎هـا و فرهنگ‌های‎‎‎ بسیاری از سرزمین های کهن‎، آغاز سال‎ قرار داده‎‎‎ انـد و بـه شگـون‎ روزی‎ کـه خورشید از چنگ‎ شب‌های‎ اهریمن‎ نجات‎‎ می‎یافت، روزی‎‎ مقدس‎ برای مهرستایان بود.

برپایی‎ مراسم‎ جشن‎‎ شب‎ یلدا قرن های‎‎ متمادی در ایران‎‎ و روم‎ معمول‎ بوده‎ است‎ و ایـن دو ملت‎ از دیرباز به‎‎ خورشید علاقه مند بودند زیرا دین هر دوی آنها میترائیسم یا خورشید ستایی بوده است.

پس‎ از اینکه‎ رومیان‎ به مسیحیت‎ روی آوردند، شب‎ یلـدا که شب زایش مسیح قرار دادند که با حضور خود به دنیا نور خواهد داد و آنرا با نام‎ عید کریسمس‎ یا نوئل گرامی‎‎ می دارند.



ایرانیان‎‎‎ هنوز همچون گذشتـه‎ شـب‎ یلدا را جشن‎‎ می‎ گیرند و اقوام‎ و خـویشـان دور هم نشسته، پدربزرگها و مادر بزرگها برای‎ کوچکترها قصه‎ می‎ گویند، فال‎ حافظ می‎ گیرند و آجیل‎ های‎ گوناگون، انار، انگور، ازگیل‎، هندوانه‎ و ... می‎ خورند.

ایرانیان‎‎ معتقدند باخوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به‎‎ تنشان‎ تاثیر نداشته و اصـلا سرمای‎ زمستان‎ را حس‎ نمی‎کنند.

دراین‎ شب‎ خیلی‎ از خانواده ها شاهنامه میخوانند و فال حافظ می‎ گیرند و نشست خود را بـا شعر حـافـظ شیرین‎ تر می‎ کنند.

 

۱۲ ماه سال در انگلیسی به چامه فارسی.

ژانویه ماه سرما - با باد و برف همراه

انگشت دست و پا را سوزش دهد به ناگاه

فوریه ماه باران - ریزان به کوه و صحرا

یخ بسته برکه ها را- از نو کند چو دریا

در ماه مارس هر سو -بوی نسیم بر جو

گلبوته های نرگس - این سو شوند و آن سو

آوریل خوش بحالست- هنگام پامچالست

بر دست و پایت افشان- بهتر از این محالست

مه دسته های بره - آرد به دشت و صحرا

با مادران پشمین خیزان-دوان- به هرجا

ژوئن گل است و لاله- سوسن به جویباران

با گل کنند دسته در فصل گل نگاران

ژوئیه ماه گرماست- فصل شنا و دریاست

فصل گل است و میوه- گاه شکار دلهاست

اوت ماه خوب خرمن - گاه درو رسیدن

هنگام خوشه چیدن- خرمن به ده کشیدن

سپتامبر ماه پائیز-ماه خوش دل انگیز

بازیکنان به بازی بر توپ می برن خیز

اکتبر ماه صید است-قرقاول است بسیار

گردو ز شاخه چیدن-بر کندن دل از یار

نوامبر ماه پایان-پاییز و برگ ریزان

سرما و سوز و باران -اما نه چون زمستان

دسامبر ماه سور است -گاه نشاط و شور است

عیسی به زاد روزش بر بستری ز نور است.

                                                               برگردان به چامه فارسی:س.عبدرحمان گمارونی پور.