دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب می گذرد
And i miss you - like the deserts miss the rain
And i miss you
I step off the train
I'm walking down your street again
Pass your door
But you don't live there anymore
It's years since you've been there
And now you've disappeared somewhere
Like outer space
You've found some better place
And i miss you - like the deserts miss the rain
And i miss you
Could you be dead?
You always were
Two steps ahead of everyone
We'd walk behind
While you would run
And the years have proved
To offer nothing
Since you moved
And you're long gone
And i can't move on
And i miss you
And i miss you - like the deserts miss the rain
I step off the train
I'm walking down your street again
Pass your door
But you don't live there anymore
And i miss you - like the deserts miss the rain
(Everything But the Girl )
هر گاه یاد ایام گذشته را به خلوتگه خاموشی افکار خویش احضار می کنم می بینم چه بسا چیزهاست که در طلب هر یک رنج فراوان برده
و سرانجام نومید مانده ام-غم های دیرین-ایام تلف شده- و یاران عزیزی که در شب بی نشان مرگ نهان شده اند بار دیگر پیش چشم من
می آیند و چشم من که به گریستن آموخته نبوده است یک باره در اشک غرق می شود. باز به یاد آن اندوه عشقی که سالها پیش از این
از خاطر زدوده بودم می افتم و داغ هزاران منظره که در گذشته تسلی بخش دیدگان من بودند و اینک دیگر دیدارشان میسر نیست- تازه
می شود. پس به جهت ستمهایی که در روزگاران پیشین دیده و همه را فراموش کرده بودم از نو شکایت آغاز مصائب رفته را چون دانه های
سبحه بر شمرده و برای یکان یکان بار دیگر اشک ریزی می کنم.چنان که گویی این دین را بیش از این ادا نکرده بودم.
اما ای محبوبه مهربانم! اگر در همان لحظه ترا به یاد بیاورم هر زیانی که کشیده ام جبران می یابد و همه غم هایم به پایان می رسد.
ترجمه: مسعود فرزاد