فایدیم

حرف

فایدیم

حرف

قبل از رفتنم

قبل از رفتن
من باز گشتم را تصور میکنم،
عکسی از من ،با شلواری سیاه بپا
که آنرا در حافظه ی کامپیوترم می گذارم
تا به نامه ای وصل شود
که به قلب تو فرستاده می شود

( کریستینا کانتیلی -ترجمه مهناز بدیهیان )

ترانه

- امروز چه روزی است؟

-ما خود تمامی روزهاییم ای دوست

ما خود زنده گی ایم به تمامی ای یار

یکدیگر را دوست می داریم و زنده گی می کنیم

زنده گی می کنیم و یکدیگر را دوست می داریم و

نه می دانیم زنده گی چیست و

نه می دانیم روز چیست و

نه می دانیم عشق چیست؟

(ژاک پره ور- ترجمه احمد شاملو)

 

 

شعری از اوسیپ ماندلشتام

تو ومن چند لحظه ای در آشپزخانه می نشینیم
بوی مطبوع سیب زمینی سرخ کرده
چاقوی تیز، قرص بزرگ و چاق نان
که بخار کنان از اجاق بیرون می آید
و نخی که به دسته زنبیل می بندیم
پیش از دمیدن صبح تا به ایستگاهی برویم
که حتی یک نفر هم به بدرقه ما نیامده..