-
واژههای ایرانی درزبان انگلیسی( بخش دوم)
پنجشنبه 17 اسفندماه سال 1385 13:14
7- Pepper این واژه ازفلقل ایرانی گرفته شده است. این واژه به گونه Piper درلاتین، معتقدند اصل کلمه آرامی است که بازهم زبان بخش بزرگی ازایران بوده و دردوران هخامنشی یکی از زبانهای رسمی ایران محسوب میشده است. 8- Spinach – اسفناج: این واژه ایرانی درزبانهای دیگر به صورت گوناگون یافت میشود، ازجمله درفنلاند Pinatia...
-
واژههای ایرانی درزبان انگلیسی(بخش1):
پنجشنبه 17 اسفندماه سال 1385 13:11
زبانهای فارسی وانگلیسی هردو به دسته زبانهای آریائی (ویا به اصطلاح هندواروپائی) تعلق دارند. به همین دلیل واژههای مشابه بسیار میان دوزبان دیده میشود. اما علاوه براین واژهها ی پایه وهمانند مثل مادر، برادروپدر، کلمات بسیاری هم دردورههای بعدی تاریخ اززبان مردم ایران وارد زبان انگلیسی شده است. بعضی ازاین واژهها...
-
از کتاب مواعظ
پنجشنبه 17 اسفندماه سال 1385 11:19
وقتی می توانی ببینی - نگاه کن وقتی می توانی نگاه کنی- رعایت کن ... که به جان هم نشناخته انداخته است..( نیما یوشیج)
-
کسی...
دوشنبه 14 اسفندماه سال 1385 13:21
کسی درون من است که از دریچه چشمم به کوچه می نگرد.. کسی درون من است....
-
ققنوس
دوشنبه 14 اسفندماه سال 1385 13:13
به شعر میمانی تو.... هر بار که میخوانمت دوباره سروده میشوی...
-
خدا به تنهایی کافی است
دوشنبه 14 اسفندماه سال 1385 11:48
Let nothing disturb thee Nothing affright thee All things are passing God never changeth Patient endurance Attainth ta all things Who God possesseth In nothing is wanting Alone God sufficeth نگذار چیزی تو را آشفته کند یا چیزی تو را به هراس افکند همه چیز در گذر است و تنها خداست که می ماند شکیبایی و پایداری ، کمندیست ،...
-
خلیج فارس
دوشنبه 14 اسفندماه سال 1385 10:35
-
خلیج فارس
دوشنبه 14 اسفندماه سال 1385 09:58
(با سپاس از سیاورشن)
-
...
یکشنبه 13 اسفندماه سال 1385 14:19
پرنده ای که موفق میشود تعادلش را بر شاخه ای حفظ کد احساس شادی میکند حتی پیش از آنکه به او ثروتی هنگفت هدیه کند یا لانه ای با حمام بیابد چرا انسانها نمیتوانند این گونه شاد باشند؟ " دی اج لارنس " .زندگی تراژدی است برای آنکسیکه احساس میکند و کمدی است برای آنکه میاندیشد . گاهی به این حقیقت یاس آور اندیشه کنید که زنده...
-
سلام درخت
یکشنبه 13 اسفندماه سال 1385 14:10
...هرچه برای ما اتفاق بیفتد در طبیعت نیز انعکاس می یابد وهرچه برای طبیعت اتفاق افتد ٬پیامد آن به ما نیز باز می گردد. روز ۱۵ اسفند را فراموش نکنیم و یک نهال کوچک بکاریم.
-
...
پنجشنبه 10 اسفندماه سال 1385 16:18
من خلاف جهت آب شنا کردن را مثل یک معجزه باور دارم
-
چایکوفسکی
پنجشنبه 10 اسفندماه سال 1385 13:51
بله استاد عزیز! روزی اگر در پیست رقص آن مرد عجیب که اسمش را نمی دانم میان والس دریاچه ی قو... چشمانم را بخراشد روزنامه ها تا شب نامه خواهند نوشت که دخترک عاشق شد...
-
جای شگفتی نیست که....
پنجشنبه 10 اسفندماه سال 1385 13:49
جای شگفتی نیست که گاه گداری اشعار من غمگین اند و خودم غمگین تر از آنان. خیل خوانندگان من دیریست راهی آن سوی مرز زندگی شده اند. و شما دوستان اندک شمار که برایم مانده اید هر روز بیش از پیش دوستتان دارم. راه چه کوتاه شده است به ناگاه چه نزدیک است پایانی که آنگونه دور می نمود! نوشته ای از : آنا آخماتوا
-
زمستان
پنجشنبه 10 اسفندماه سال 1385 13:35
مگر من نمی باید همچون زر بلعیدگان خود را پنهان کنم تا روانم را از هم ندرند؟ بازیگوشی و نیکخواهی خردمندانه روانم اینست که زمستان ها و بوران های یخبندانش را پنهان نمی کندو نیز سرمازدگی هایش را... بگذار بر من رحم آورند و با من بخاطر سرمازدگی هایم آه کشند و بنالند که: ...سرانجام یخ دانایی اورا خشک خواهد کرد... اما من در...
-
چرندو پرند
پنجشنبه 10 اسفندماه سال 1385 13:31
حالا تو می شوی قسمتی از دستور زبان که ه ن و ز به کلامم راه نیافته.. .چیزی ماضی که در آینده اتفاق خواهد افتاده بود!!
-
...
پنجشنبه 10 اسفندماه سال 1385 13:11
Starting to call you Come watch these butterflies Oh! I'm all alone
-
نفرین ابدی بر خواننده ی این برگ ها
پنجشنبه 10 اسفندماه سال 1385 13:10
مانوئل پوییگ ٬ نویسنده ی آرژانتینی٬ این کتاب را نوشته و احمد گلشیری اون را به فارسی ترجمه کرده٬ مانوئل پوییگ در رشته ی فلسفه درس خوانده و رشته ی سینما را در سینه سیتای رم در کنار همدرسانش "دسیکا" در رشته ی کارگردانی و "زاواتینی" در رشته ی فیلمنامه نویسی گذرانده. پوییگ به چهار زبان در کنار اسپانیایی که زبان اصلی ی اوست...
-
خورشید عشق
پنجشنبه 10 اسفندماه سال 1385 12:43
اینک که جهان را خورشیدی در کیسه نیست شمعی در تاریکی بیفروز تا از انعکاس رمز آلود اشکت هفت کهکشان خورشید عشق برفروزی حقیقتی است که هرگز اشکی بی پاسخ نمانده ست.
-
شعری از کتاب "قلب تو شاعری است"
پنجشنبه 10 اسفندماه سال 1385 12:01
ما در همه زندگی می کنیم و همه در ما در قلب هر انسانی،شاعری است و درقلب هر انسانی،گنهکاری قلب تو شاعری است و قلب من گنهکاری که شعر نمی فهمد . جبران خلیل جبران
-
...
پنجشنبه 10 اسفندماه سال 1385 11:59
من متاسفم که در فرهنگی بزرگ شدم که مردمش تصور میکنند با اندوه به خدا نزدیکترند
-
بودا
پنجشنبه 10 اسفندماه سال 1385 11:20
کلمات قدرت نابودی و التیام هردو را دارند هنگامی که کلمات هم حقیقی باشند و هم محبت آمیز میتوانند دنیای ما را تغییر دهند.
-
...
سهشنبه 8 اسفندماه سال 1385 13:33
دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است. تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود. پریشان شد و آشفته و عصبانی. نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد. داد زد و بد و بیراه گفت،خدا سکوت کرد. آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد. جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت،خدا سکوت کرد....
-
لحظههای زندگی
دوشنبه 7 اسفندماه سال 1385 14:27
تو زندگی لحظه هایی هست که احساس می کنی دلت واسه یکی تنگ شده اونقدر که دلت می خواد اونارو از رویاهات بگیری و واقعا بغلشون کنی وقتی که در شادی بسته میشه، یه در دیگه باز میشه ولی اغلب اوقات ما اینقدر به در بسته نگاه می کنیم که اون دری رو نمی بینیم که واسمون باز شده دنبال ظواهر نرو، اونا می تونند گولت بزنند دنبال ثروت...
-
مردن
دوشنبه 7 اسفندماه سال 1385 13:25
به آرامی آغاز به مردن می کنی اگر سفر نکنی..اگر چیزی نخوانی ..اگر به اصوات زندگی گوش ندهی ...اگر از خودت قدردانی نکنی به آرامی آغاز به مردن می کنی زمانیکه خوباوری را در خودت بکشی ...وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند به آرامی آغاز به مردن می کنی اگر هنگامی که با شغلت یا عشقت شاد نیستی آنرا عوض نکنی..اگر برای مطمئن در...
-
...
دوشنبه 7 اسفندماه سال 1385 13:21
چه خوشبخت است دکاندار مرد روزنامه فروش دسته کلید شیرآب لولا زنگ زده در آینه بغل ماشین یقه پیراهن . . . که هرروزبه آنها نیازمندی . . .
-
عشق
دوشنبه 7 اسفندماه سال 1385 13:04
یکدیگر را دوست بدارید ، اما از عشق زنجیر مسازید بگذارید عشق همچون دریایی مواج میان ساحلهای جانتان در تموج و اهتزاز باشد جامهای یکدیگر را پر کنید اما از یک جام منوشید از نان خود به یکدیگر هدیه دهید اما هر دو از یک قرص نان تناول مکنید با شادمانی باهم برقصید و آواز بخوانید اما بگذارید هر یک برای خود تنها باشید همچون...
-
دیگری...
دوشنبه 7 اسفندماه سال 1385 13:03
این روزها خوشحالم... چون دیگری و البته بعضی از دیگران به آرزویشان رسیده اند و همچنان چشیدن طعم لذت و خوشی برایشان ادامه دارد... و من آزاد و رها شدم.. مثل یک پرنده...می فهمیم و می دانیم... دیگری با تو... دیگری با تو... دیگران با تو...دیگران با تو... و من در حال پروازم .. در رهایی از دیگری..از دیگری و تو..... ...برو با...
-
هر کس آنچه را دوست دارد می کشد
دوشنبه 7 اسفندماه سال 1385 12:49
مرگ با زبان خاردارش تن او را می لیسید . او زنی را که به جان دوست داشته کشته است وازاین رو سزاوار مرگ است . بگذار این نکته نغز آویزه ی گوشت باشد که : « هر کس آنچه را دوست می دارد می کشد !...» گروهی با نگاه ، پاره ای باچرب زبانی ، فرومایگانی با بوسه ، دریادلان با عقب گردی که نشان استغناست . گروهی عشق خویش را در تابستان...
-
ترجمه شاملو
دوشنبه 7 اسفندماه سال 1385 12:30
دلتنگیهای آدمی را باد ترانه ای می خواند رویا هایش را آسمان پر ستاره نادیده میگیرد، و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند. سکوت سرشار ازسخنان ناگفته است از حرکات ناکرده اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های بر زبان نیامده. در این سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت تو و من
-
...
دوشنبه 7 اسفندماه سال 1385 12:25
زندگی روحانی » در « عشق » خلاصه می شود.... به خاطر نیکی کردن یا کمک کردن یا حمایت از کسی « عشق » نورزید... در این صورت همنوع خود را چون شی ایی ساده انگاشته اید و خود را شخصی خردمند و سخاوتمند !. این هیچ رابطه ای با عشق ندارد. .. « عشق » یعنی با دیگری یگانه شدن و جرقه ی خدا را در دیگری یافتن. توماس مرتون