فایدیم

حرف

فایدیم

حرف

دریاب...

دریاب که از او جدا خواهی رفت

دریاب که از او جدا خواهی رفت

در پرده اسرار به فنا خواهی رفت

می نوش که ندانی ز کجا آمده ای

خوش باش -ندانی به کجا خواهی رفت...

 

 

می نوش که ندانی ز کجا آمده ای- خوش باش - ندانی به کجا خواهی رفت

-پنج شنبه - با اینکه ۱ ساعتی بنفشه اومد  پیش من- ولی هنوز دلم گرفته... برای بابا عود روشن کردم...

........

دوست دارم که زود تموم بشم ... یا اینکه برم.........

این روزا به آهنگای یک گروه ایرانی در انگلیس گوش میدم که معنی اسم گروهشون به فارسی میشه: نهایت انتخاب.

و  شعرهایی  از شاعرای ایرانی می خونن. که بیت بالا رو هم اونا می خونن.

و این یکی:( گر من ز می و باده مستم-هستم

                  گر عاشق و رند و می پرستم -هستم

                   هر طایفه ای زمن گمانی دارد...)

به آرزویتان می رسید....

(اینا رو نوشتم که هیچ وقت یادم نره....)

خنده تو

اگر می خواهی هوا را از من بگیر- نان را از من بگیر
اما خنده ات را نه
گل سرخ را از من بگیر
سوسنی را که می کاری
آبی را که به ناگاه
در شادی تو سرریز می کند
موجی ناگهانی از نقره را
که در تو می زاید... از پس نبردی سخت باز می گردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بی هیچ دگرگونی
اما خنده ات که رها می شود
و پرواز کنان در آسمان مرا می جوید
تمام درهای زندگی را
به رویم می گشاید
                                                 (پابلو نرودا)