پارسی باستان گویشی است که با خط میخی ویژه ای به نام میخی پارسی نگارش شده و در سنگ نبشته های شهریاران هخامنشی
به مدت سیصد سال از پادشاهی آریارمن نوه هخامنش تا زمان داریوش سوم به کار برده می شده.(پیرامون ۶۰۰ تا ۳۳۰ پیش از زایش
مسیح) .هنگامی که این خاندان در اثر چیرگی و پیروزی اسکندر مقدونی نابود شد - خط پارسی نیز فراموش گردید. این گویش کهن ترین
سرچشمه و ریشه فارسی کنونی است و خود یکی از شعبه های گویش های گوناگونی است که از یک سرچشمه بسیار کهن به نام
(هند و اروپایی) گرفته شده است. پارسی باستان-زبان اوستایی-سانسکریت- یونانی همه زبان هایی هستند که چون از یک ریشه برگرفته
شده اند در شیوه صرف و نحو و ترکیب و تلفظ با هم همانندی فراوانی دارند.
سنگ نوشته های خط میخی پارسی بر رویه های(۱) زرین و سیمین و سنگی و گلی و در پهنه کوه ها و روی ظرف های سنگی به نام
آریارمن-ارشام-کورش-داریوش-خشایارشا-اردشیر اول-داریوش دوم-اردشیر دوم و اردشیر سوم در ایران و ترکیه و در گنجینه های (۲) ایران-
لندن-پاریس-برلین و لنین گراد موجود می باشند و سخن های جالبی درباره رویدادهای تاریخی و پیروزی های جنگی و بنای کاخ های
پادشاهی و نام کشورهایی که این شاهنشاهی ها را تشکیل می داده و نیک منشی شهریاران هخامنشی از این سنگ نبشته ها
برداشت شده است.افزون بر این از همین سنگ نبشته ها کلمه ها -اصطلاح ها و روش تشکیل جمله های پارسی باستان معلوم و مفهوم
می شود و چون بیشتر سنگ نبشته ها افزون بر متن پارسی -ترجمه ی آن به زبان های ایلامی و بابلی نیز نگاشته شده- با مقایسه این
سه زبان بسیاری از گمان ها(۳) و گنگی های آن رفع شده است.تا پایان سده هیجدهم خط میخی ناشناخته مانده بود. ولی در سال ۱۸۰۲
دانشمند آلمانی به نام گروتفند به یافتن ده نشانه خط پارسی باستان موفق گردیدو در سال ۱۸۳۷ یکی از افسران انگلیسی به نام راولین
سن که ساکن کرمانشاه بوده است همه نشانه های خط یاد شده را کشف کرده - ترجمه کامل سنگ نبشته باشکوه داریوش بزرگ را در
بیستون به انجمن آسیایی پادشاهی در لندن تسلیم کرد. ده سال بعد راولین سن ترجمه نهایی آن سنگ نبشته را که از هر سو با ارزش
شناخته شد چاپ و نشر نمود. در سال۱۸۵۱ نیز برگردان ۱۱۲ رده(۴) از متن بابلی سنگ نبشته بیستون را به چاپ رسانید و خاورشناسان
از ان پس با برابری متن پارسی باستان با برگردان های عیلامی و بابلی که در بسیاری از جاها موجود است - توانسته اند مطالبی را که با
دو خط نوشته شده -یافته های آن دو زبان را هویدا سازند.
خط میخی پارسی از چپ به راست - همانند سانسکریت نوشته می شود و دارای ۳۶ نشانه است.تمام نشانه های پارسی باستان افقی
یا ستونی نقش می شده و هفده تا از آنها نیز دارای یک یا دو گوشه راست(۵) بوده. همه واژه ها با یک جور نشانه شناسایی که به این
گونه ای است که از همدیگر جدا می شده اند.ولی در بعضی از سنگ نبشته های کوچک این روش انجام نشده است.
افزون بر ۳۶ نشانه چند نشانه نموداری-
(Ideogrammes) هر کدام کوتاه شده یکی از کلمه های زیر بوده و به منظور صرفه جویی در جایی که سنگ نبشته کوتاه بوده به کار
می رفته.شماره صفت هایی که در سنگ نبشته های پارسی به کار رفته به یکصد می رسد. صفت ها در همه گونه ها با اسم هایی
که وصف می کنند برابری دارند. در سنگ نبشته های پارسی باستان در حدود چهل قید گوناگون وجود دارد.یک نمونه آن که مانند فارسی
امروزی با صفت فرقی ندارد و از صفت در حالت مفعولی صریح مفرد خنثی ساخته می شود. در سنگ نبشته های میخی پارسی شماره ها
بیشتر به رقم نوشته می شود و آرایش آنها از این قرار است:یک میخ ایستاده نشانه شماره یک است . دو میخ کوچک ایستاده یکی بالای
دیگری نشانه شماره دو است. همیشه کوچکترین شماره سمت راست نوشته می شود.نشانه شماره ده همان گوشه راست است که در
بسیاری از هجاهای خط پارسی باستان به کار رفته است. دو گوشه راست کوچک یکی بالای دیگری نشانه شماره بیست است. فعل های
پارسی باستان- افزون بر دو فعل معلوم و مجهول که در زبان فارسی امروز نیز موجود است- دارای فعل دیگری بوده که اهل فن آن را فعل
میانی نامیده اند. و آن گونه فعلی است که در آن فاعل و مفعول هردو بر یک فرد اشاره می کند.برای نمونه ارشام شاه می گوید:(ئی مام:
دهیاوم:داریامیی)=(این کشور را دارم) چون که ارشام کشور پارس را به ارث از پدر خود آریارمن گرفته بود پس فعل داشتن را به کار می برد.
ولی داریوش بزرگ جایی که چندین کشور پیرو امپراطوری ایران را نام می برد می گوید:(ئی ما:دهیاو:ادرشی)=(این کشور را به تصرف خود
در آوردم) و فعل میانی گفته شده (داشتن) را به معنی جزو دارایی خود ساختن به کار می برد. مورد کاربرد فعل میانی که در آن فاعل خودش
را در نظر داشته - عملی به سود یا زیان خود انجام می دهد.
فایده فعل میانی در پارسی باستان این است که بدون کاربرد (خود) یا (خویش) از حالت فعل دریافت می گردد که فاعل برای خود کاری انجام
می دهد. فعل ها در فارس باستان دو زمان یعنی حال و گذشته دارند ولی گاهی گونه التزامی آن معنی زمان آینده را می دهد. در پارسی
باستان چنانکه در فارسی کنونی رایج است پیشوند هایی در جلو برخی از فعل ها قرار گرفته و بدان می پیوندد.
رلف نارسن شارپ- گردآوری: مژگان بدیعی- پارسیان-بهار۸۴
پی نوشت:
رویه:لوح
گنجینه:موزه
گمان:شبهه
رده:سطر
گوشه راست:زاویه قائمه
(دعای داریوش بزرگ در تخت جمشید: خداوند این کشور را از دشمن- ازخشکسالی - از دروغ محفوظ دارد)
در خزانی که از این دشت گذشت
سبزه ها باز چرا زرد شدند
خیل خاکستری لک لک ها در افق های مسی رنگ غروب
تا کجاهای کجا پیچیده است
کاش می فهمیدی...
زندگی محبس بی دیواری ست و تو محکوم به حبس ابدی
و عدالت ستم معتدلی است که درون رگ قانون جاری ست.
کاش می فهمیدی...
دوستی آش دهن سوزی نیست
عشق بازار متاع جنسی است
آرزو -گوهر جوان مردان است
مرده- هر لحظه- همیشه- هر آن در جهان بیشتر است
کاش می فهمیدی...
چیزهایی هست که تو باید بفهمی
اما بهتر آن است کمی گریه کنم.
-کیومرث مرشد زاده- فرستنده: آقای نیما.
( تیری که آرش رها می کند -تنها تیر پرتاب شده در جهان است که کسی را به هلاکت نمی رساند بلکه تیری است که یک قربانی دارد و
آن قربانی کسی نیست جز خودش - پس آرش اولین شهید عشق است - واقعیتی که تبدیل به اسطوره می شود.)
دکتر فردوس حاجیان- پارسیان- تابستان ۸۱